آذر ۲۰، ۱۳۸۲

روزگار هنوز غریبه نازنین


دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم

دلت را می بویند

روز گار غریبی است نازنین ؟



روز میلاد احمد شاملو






روزگار هنوز غريبه نازنين

خيلي مونده تا سقوط نقطه چين

 روزگار هنوز غريبه ‚ نازنين

خيلي راهه تا خروسخون زمين

 يه دونه كلاغ و اين همه دروغ

 يه سراب و اين همه چله نشين

نازنين !‌ بي تو تمومه كار من

 از ترانه به غزل پلي بزن

 بگو اون هق هق قيمتي كجاست ؟

كي مياد قاصدك قرق شكن ؟

نازنين ! شكسته حرمت عقيق

 تن نده به اين سكوت نارفيق

 شب تو فكر پهلوون كاهيه

قوطي كبريت توي فكر يه حريق

تو اين شب شبپره سوز ستاره نايابه هنوز

پهلوون قصه ي ما يه كرم شبتابه هنوز

 رو سر اين ترانه ها سايه ي ساطور رو ببين

گنجشكك اشي مشي اسير قصابه هنوز





 :: یغما گلرویی ::








-------------------------



اون کلاغه رو یادتون میاد ؟ برگشته پشت پنجره ... این بار دیگه نمی ذارم بره .





هیچ نظری موجود نیست: