دی ۲۲، ۱۳۸۲





گفتم : گریه دو نقطه دارد

گفتی : 3 نقطه

و هردو راست می گفتیم

من

گریه های تو را می دیدم

تو

اشک های مرا

و هردو ...



-----------------------



شرمنده !!



چرا اینجوری نگام می کنین ؟ هان ؟ چی شده مگه ؟ اتفاقی افتاده ؟ وا... این تخم مرغ گندیده های خونتون را چرا پرت می کنین طرف من !؟ می گم گوجه فرنگی گرونه ها برا من حرومش نکنید ... باشه بابا تسلیم .. اصلا من [...] کردم ، اشتباه کردم . قول می دم از این به بعد زود زود آپدیت کنم مثل قبل ... به خدا گرفتار بودم ... شاکی نشید که چرا بهتون سر نمی زنم . بخشیدید دیگه ؟ آره ؟ می دونستم می بخشید منو . از بس که مهربونید ... مگه نگفتید بخشیدید پس این لنگه کفش چیه داره میاد طرف من !!!



هیچ نظری موجود نیست: