بهمن ۰۲، ۱۳۸۲





« ... آنها که فرصت يگانه زندگی را باختند، قربانی غفلت همه ما شدند، هم از اين روست که بايد يادشان را زنده نگه داريم تا ديگر بار جامعه ما شاهد قربانيانی چنين بی شمار و گسترده نباشد. اکنون بايد توان زاری خود را به نيروی زندگی بدل کنيم و اميد را برای آنان که مانده اند، ارمغان آوريم . کودکانی که وجودشان سرچشمه شادی و سبکباری زندگی است، فردايی روشن را چشم در چشم ما دوخته اند. ايران آينده را کودکان امروز می سازند. دوستشان بداريم. ------ خاک پای ملت ایران ، محمدرضا شجریان »



این بخشی از متنی بود که در ابتدای کنسرت اخیر استاد بزرگ موسیقی ایرانی برای حضار قرائت شد . استاد شجریان بعد از سالها که در ایران کنسرت اجرا نکرده بود این بار به یاد قربانیان بم و با هدف کمک به آنان در تالار بزرگ کشور به مدت سه شب به اجرای کنسرت پرداخت . کنسرتی که در نوع خود شاید بی نظیر بوده باشد . استاد شجریان پس از آن نامه معروف که ممنوعیت پخش آثارش از صداو سیما را خواستار شده بود ( در رژیم گذشته نیز چنین اتفاقی رخ داده بود ) به دلیل اینکه عقیده داشتند در ایران شرایط مناسب برای اجرای کنسرت فراهم نیست ، کمتر به اجرای کنسرت پرداختند و همراه با گروه سه نفره اش که شامل حسین علیزاده ، کیهان کلهر و پسرشان ،همایون ( اخیرا صدایش را در نسیم وصل شنیده ایم ) بود ، به اجرای کنسرت های دوره ای در اروپا و آمریکا پرداختند که حاصل این کنسرت ها سه اثر ماندگار بود که با سبکی جدید اجرا شده بودند . آلبو م های « زمستان (1378 » ، « بی تو به سر نمی شود ( 1380 ) » و « فریاد ( 1381) » که به عقیده بسیاری صدای اعتراض استاد به وضع موجود اجتماعی ایران است . اما چه شد که استاد بعد از سالها حاضر به اجرای کنسرت در ایران شدند ؟ فاجعه بم به قدری دردناک بود که باعث گردید استاد سکوت چندین ساله خود را بشکنند و تصمیم به برگزاری کنسرتی بگیرند و عوایدش را صرف ساخت مجموعه ای فرهنگی در بم به یاد هنرمند فقید « ایرج بسطامی » کنند . شنیده ها حاکی از استقبال چشمگیر و بی سابقه مردم از کنسرت ها دارد . نکته جالب توجه در کنسرت اخیر اجرای ترانه قدیمی « مرغ سحر » توسط استاد بود که جوانان حاضر در سالن با با شوق استاد را همراهی می کردند . « جوانان دست هايشان را بالای سر برده و با حرکاتی آرام به طرفين حرکت می دادند. شجريان با اشاره دست از آنها خواسته تا با او و همايون بخوانند و لحظاتی بعد جمعيت حاضر در تالار هم صدا با استاد می خواندند. و البته در ميان آن همه صدا، صدای شجريان به خوبی شنيده می شده است . عجیب است که اين ملت هنوز با اشعار دوران مشروطيت درد خود را بيان می کند.



به قول لادن پارسی خبرنگار بی بی سی : « اگر روزگاری مورخی بخواهد تاريخ اجتماعی بيست و پنج سال گذشته را بنويسد، يکی از مستندات معتبر برای پی بردن به شرايطی که مردم در اين مدت در آن زندگی کرده اند، مروری بر آثار محمدرضا شجريان خواهد بود. چرا که او هميشه از مردم و برای مردم خوانده است ... »





هیچ نظری موجود نیست: