اسفند ۲۰، ۱۳۸۲

وبلاگستان فارسی ، يک بام و هوايی چند ... !







سه سال پيش که رسيدن شمار وبلاگ های فارسی به عدد 100 فقط يک آرزو بود ، کمتر کسی گمان می کرد اين تعداد اکنون به حدی برسد که گرفتن آمار دقيقی از وبلاگ های فارسی کاری بسيار مشکل باشد . پديده ای که به قولی ديگر زيرزمينی نيست و کم کم خود را به عنوان يک رسانه تازه به جامعه معرفی می کند . وبلاگستان فارسی از ابتدا تا کنون هيچ گاه بی حاشيه نبوده و در راه رشد و تکامل دچار تغييرات شگرفی گشته است . وبلاگ هايی که در ابتدا با شعار نوشتن از واقعيات اجتماع و انعکاس دردهای اجتماعی از طريق اين رسانه به ميدان آمدند ، اکنون چيزی جز نوشته های روزمره اغلب مبتذل ندارند ، نوشته هايي از سر شکم سيری وبرای پرکردن اوقات فراغت ! . اينها که سابقا بيانگر دردهای جامعه بودند و يا داعيه آن را داشتند اکنون با نگاهی تحقير آميز طبقات پائين اجتماع را به سخره می گيرند و يا عواطف ، سنت ها و عقايد مردم را به بدترين نحوممکن مورد حمله و اهانت قرار مي دهند . ( می دانيد چه کسانی را می گويم ، خودتان را به آن راه نزنيد ! ) . با ظهور سرويس دهنده های فارسی نظير پرشين بلاگ و بلاگ اسکای و با توجه به سهولت کار با اين سرويس دهنده ها ، طبقات مختلفی وارد اين شهر شيشه ای شدند : 1. آنهايی که کاملا حرفه ای و با رعايت کليه اصول وبلاگ نويسی ، همچون يک روزنامه نگار نوشته های خود را عرضه می دارند ( از اين گونه وبلاگ ها متاسفانه بسيار کم داريم ) 2. وبلاگ هايی که در حوزه تخصصی خاصی می نويسند و استفاده کننده خاص هم دارند و گاهی اوقات می توانند به عنوان يک مرجع مطمئن برای تحقيق و پژوهش مورد استفاده قرا گيرند و. دسته سوم وبلاگ هايی هستند که فروش دفترچه های خاطرات قفل دار را به شدت کساد کرده اند !!! وبلاگ هايی که بقای خود را مديون فرمان های copy / paste ويندوز و شعرها و نوشته های شاعران گمنامی هستند که بدون هيچ نشانی از صاحب اثر در اين گونه وبلاگ ها نشر می يابد . پيامد وجود چنين وبلاگ هايي ايجاد گروههای وبلاگی است که به نوعی دسته جمعی عمل می کنند و اخيرا به نحو محسوسی شمارشان افزايش يافته است . از اين دست وبلاگ ها ، وبلاگی بود که در ميان تعجب همگان مقام نخست بخش روزنگاری مسابقه وبلاگ های برتر را به دست آورد ! انتخابی که تا مدت ها از آن به عنوان طنز ترين اتفاق وبلاگستان ياد می شد ! . خوابگرد عزيز چند وقت پيش مطالب سلسله وارش را با عنوان « ابتذال در وبلاگستان » انتشار داد . مطالبی که به مذاق خيلی ها خوش نيامد و حتی خورشيد خانوم به خوابگرد اينگونه جواب داد « وبلاگ چرک نويس عقايد يک شخص است و هر کس هر چيزی را بخواهد می تواند در آن بنويسد » . شايد نظر خورشيد خانوم از هر مطلبی مطالب اروتيک است که در سايت های سکسی يافت می شود . گاهی اوقات آدم بعضی چرک نويس هايش را هم دور می ريزد .نمی ريزد ؟ . متاسفانه وبلاگستان ايرانی هم از شر آنهايی که خود را آقا بالا سر دانسته و اين حق را به خود می دهند که برای مردم نسخه بپيچند و تعيين تکليف کنند ، راحتی و آسايش ندارد . يکی از اين ها ( باز هم می دانيد کی را می گويم! ) هر وقت منافع مالی خود را در خطر می بيند با درست کردن يک جنجال خيل عظيم بيننده را به وبلاگ خود روانه می سازند و در پس پرده هنگام شمردن پولهای تبليغ های گوگل و ياهو به ريش من و شما می خندد . چند وقت پيش ها بود که گفتگويش با مدير يک سايت سکسی ، دهان خيلی ها را از تعجب باز گذاشت . حال نمی خواهم به خاصيت آفتاب پرستی اش که معمولا در اواخر سال و به جهت مراجعت به وطن برای ديدار آشنايان ، جلوه می کند به طور مفصل اشاره کنم و يا الفاظ رکيکی که با افتخار آنها را بر زبان می راند و اصلا به اين موضوع فکر نمی کند که روزی سه يا چهار هزار خواننده هم اين حرف ها را می خوانند .اين ها فقط گوشه ای از وضعيت و وضع بلبشوی حاکم بر وبلاگستان فارسی بود . اکنون سئوال اين است که با اين وضع ، چگونه می توانيم يک رسانه تاثير گذار در فضای اجتماعی ، سياسی و فرهنگی کشور باشيم ؟ پاسخ اين سئوال را بر عهده شما می گذارم .





هیچ نظری موجود نیست: