اردیبهشت ۱۱، ۱۳۸۳

هراس

دیر وقت است ؛ اما دوست داری به خانه نرسی ، پیاده راه می روی و سیگار روشن می کنی و هر چه شعر به خاطر داری می خوانی ، نگاهت را به ویترین مغازه ها می دهی ، به رهگذران و به درختان تنومند خیابان ولی عصر و بعد ... ، گریه می کنی .

گفتی : « سردمه ... ، بخاری که ندارم گرمم کنه »

گفتم : « می خوای بلند شم بیام »

گفتی : « دیوونه ! »

تنها ... ، بی هدف در خیابان پرسه می زنی ، آوارگی تا کی ؟ باران بند نیامده دوباره شروع می کند ؛ اما تو باز هم قدم می زنی . ماشینی کنار پایت ترمز می کند . خجالت می کشی بگویی جایی نمی روی ، آخر دیروقت است . باید سوار شوی و می شوی . راننده از آینه نگاهت می کند . و می گوید : « خونه رسیدی لباساتو عوض کن ، سرما می خوری » و ادامه می دهد : « امسال هوا دیگه واقعا شورش را در آورده !» . از آینه به صورتم نگاه می کند و می پرسد :

- خونه ات کجاست ؟

- خونه ام ؟

- آره خونه ات ؟

نمی دانی چه بگویی ، ناچار می گویی : « آخر این خیابان » . پیاده می شوی ... راننده مبهوت نگاهت می کند . راه می روی ... به عقب که برمی گردی نمی دانی از کدام طرف آمده ای ، ناگهان متوجه می شوی مدت هاست گم شده ای ، ترس تمام وجودت را احاطه می کند . از خود ، از خیابان ، از ماشین ها ، از خانه ها ، از همه چیز می ترسی . حالا دوست داری هر چه زودتر به خانه ات برسی ، اما دیگر دیر شده است . تو خانه ات را گم کرده ای و همسایه ها به هرگز نیامدنت عادت کرده اند .



-------------------------------------



من ، عليرضا ، ... وبلاگ



در روزهای ابتدای انتقال وبلاگ به محل فعلی ، مشکلاتی پیش آمد که همراهی صمیمانه علیرضا و ترفند اش در به روز رسانی دستی وبلاگ ، نگذاشت حتی یک روز پنجره خانه ام را رو به شما مهربانان بسته ببینم . مشکلاتی که در جریان انتقال وبلاگ ایجاد شد و مرا به حداقل 3 بار تعویض هاست مجبور کرد ، کم کمک داشت مرا در ادامه کاری که در پیش گرفته بودم ، دچار تردید می کرد ؛ اما با مهربانی علیرضا و زحماتش مشکلات رفع شد و خیال من آسوده شد . رفیق ... ؛ ممنونم .



-------------------------------------



شايد وقتی ديگر


می خواستم برای فحاشی های مهران مدیری به محسن مخملباف ، چیزی بنویسم . بارها نوشتم ولی انطور که می خواستم نشد . آنقدر عصبانی بودم که هر چه می نوشتم هم عصبیتم را به گونه ای منعکس می ساخت و من نمی خواستم اینگونه شود . خیلی ها گفته اند ، من هم شاید بگویم ، اما ... وقتی دیگر .



هیچ نظری موجود نیست: