شهریور ۲۳، ۱۳۸۳

« از رنجی که می بریم »

- به مناسبت سالروز درگذشت جلال آل احمد



اثر آدمی بر دلها به اندازه آثاری است که پس از مرگ ، و به نیکی از خود به جای می گذارد. تو گویی مرگ برای این گونه از آدم ها ، حکم یک تولد دیگر است ... و به گمانم «جلال » یکی از همین ها بود . یعنی منهای روز تولدش ، 11/9/1302 ، در روز دیگری چون این روزها نیز متولد گشت . سی و چهار سال پیش ، روزی از روزهای شهریور 1348 ، اسالم گیلان .



می گویند رفته بود تا در یک مکان خلوت ، گمشده خویش را درون خویشتن پیدا کند ، و پیدا کرد . رفت اما بهتر از آن که زیسته بود . اصلا مثل اینکه با «قلم » قدم بر می داشت نه با قدم . اگر جلال از تهمت ها نترسید و به خطر زد، برای این بود که اعتقاد داشت « معرفت » حرف اول را در دین می زند . نه ! نمی توان صراحت قلم جلال را بهانه فرار داد و او را با یک «ارزیابی شتابزده» بی دین خطاب کرد ، والا « نفرین زمین » مارا خواهد گرفت .



جلال تعبیر« زن زیادی» را یک« سوتفاهم » می دانست . سر همین ، هنگام « بازگشت از شوروی » و به عشق « تات نشین های بلوک زهرا » از « مدیر مدرسه » ای نوشت که سالیانی بعد ، در حج برای خودش ، نه کسی که « خسی در میقات » شده بود . او نشان داد « قمار باز» ان ، همین طوری هم حق نواختن « سه تار » را ندارند ، چه رسد با « دست های آلوده » !!



... وهرگز ننوشت مگر ؛ « از رنجی که می بریم » !



---------



*تو ضیح : داخل «» نام برخی از آثار مرجوم جلال آل احمد است .



هیچ نظری موجود نیست: