آذر ۰۸، ۱۳۸۳

اصفهان از نگاهي ديگر ( بخش اول )

چندي پيش سفري به ديار سپاهان داشتم و ميهمان صفا و محبت مسعود بودم . قصد نوشتن سفرنامه ندارم ، تنها مي خواهم برخي ديده ها و تجربه هاي خود را از برخورد با مردم اصفهان و فرهنگ اين شهر شرح دهم .

براي كساني كه تاكنون به اصفهان سفر نكرده اند ، از روي تعاريف زيادي كه از گوشه كنار مي شنوند و تصاويري كه از اين شهر ديده اند ، تصوير شهري زيبا از اصفهان در ذهنشان نقش مي بندد، اما وقتي كه از سمت تهران به اصفهان وارد مي شوند ، اين تصوير رنگ مي بازد ، ورودي اصفهان از سمت تهران كه قسمت شمال جغرافيايي و جنوب اجتماعي شهر است ، از نظر بافت شهري ، شكلي نازيبا و زمخت دارد و اصلا نشاني از آن زيبايي هاي اصفهان در آن ديده نمي شود . آنچه ديده مي شود تعداد زيادي اتوبوس و كاميون است كه آنهم به علت وجود ترمينال كاوه ( مهمترين پايانه حمل و نقل اصفهان ) در آن محدوده است . از ميدان شهدا كم كم زيبايي هاي اصفهان آشكار مي شوند و آن تصوير دوباره در ذهن احيا مي شود . چهارباغ پائين اين تصوير را پررنگ تر مي كند ؛ خياباني زيبا و قديمي كه البته ازدحام ماشين ها كمي شلوغ و خسته كننده اش كرده است . چهارباغ پائين كه تمام مي شود به رودي مي رسيم كه مي شود گفت شاهرگ حياتي و عامل آباداني شهر است ؛ " زاينده رود " كه اصفهاني ها " زنده رود" نيز مي نامندش . مسعود از قبل گفته بود كه مرز بالا و پائين اقتصادي شهر را اين رود تعيين مي كند كه اصطلاحا به آن "اينور رودخونه " و " اونور رودخونه " مي گويند . وقتي از يكي از پل هاي زاينده رود رد شديم و به آن سمت رفتيم به يكباره شكل شهر عوض شد ؛ بافت شهري ، خيابانها ، مراكز اقتصادي و بازارها و حتي شكل پوشش مردم نيز به طور محسوسي با آنسوي رودخانه تفاوت داشت ؛ اين تفاوت در خيابان چهارباغ بالا شكل مشهود تري داشت . در واقع فاصله چهار باغ بالا و چهارباغ پائين تنها عرض يك رودخانه است اما اين فاصله خيلي بيشتر از اين ها به نظر مي رسد ، مسعود وقتي از تفاوت هاي فرهنگي و اجتماعي اين دو ناحيه برايم گفت فهميدم اين فاصله در همه جوانب زندگي اصفهاني ها وجود دارد ، در روابط آدم ها ، در ارتباطات اجتماعي ، در مسائل اقتصادي و ... .

در ذهنم اين سئوال نقش بست كه چرا رودخانه اي كه بايد باعث وحدت و نزديكي و دوستي مردم و آباداني اصفهان شود ، نه تنها هيچ فاصله اي را كم نكرده است بلكه باعث ايجاد شكافي عميق در ميان مردم اصفهان شده است ؟! . در اين ميان اما دو پل معروف كه بر روي زاينده رود قرار دارند اين شكاف را با نزديكي دل ها جبران كرده اند . عشاق اصفهاني زيباترين خاطرات خود را از قدم زدن بر روي سي وسه پل و خواجو و حاشيه كناره زاينده رود دارند . اين پل ها در گذشته نيز محل ملاقات عشاق و دلدادگان اصفهاني بوده است و در گذر زمان همچنان نقش خود را حفظ كرده اند . بساط چاي و قليان در زير سي و سه پل هميشه به راه است و جالب اينجاست كه اكثريت كساني كه در اين قهوه خانه ها حضور دارند را نوجوانان و جوانان تشكيل مي دهند . كلاً اصفهاني ها قليان را دوست دارند چرا ؟! نمي دانم !



ادامه دارد ...

 پل خواجو



هیچ نظری موجود نیست: