آبان ۱۳، ۱۳۸۳

بزمي چنين ميانه افطارم آرزوست !

فكرش را بكنيد توي يك افطاري رسمي ، با كلي كله گنده و مسئول خدمتگزار پشت ميز نشسته باشيد ، فضا كاملا روحاني باشد ، همه سكوت كرده باشند و بعضي ها هم زير لب ذكر بگويند تا وقت اذان بشود ، آنوقت موبايل زيمنس يكي از آقايان با آن صداي بلندش باباكرم بنوازد و عده اي از حاضرين كه ريش و پيراهن يقه سفيد ندارند شيطنت كنند و بشكن بزنند و گارسون هم جسوف شود و مقاديري حركات موزون انجام دهد و ...

عجب بزمي شد ... !



-------------



براي خودت :



چه فايده من اگر

قشنگترين شعرهاي عالم را بسرايم

و تو با حجب و حياي خود

فقط بگويي : خيلي قشنگند !

وقتي كه چشم هاي

تو قشنگ تر از شعرهاي من هستند و

من هيچ وقت نتوانسته ام

چشم در چشم تو بدوزم و بگويم :

خيلي قشنگند !





(از كريم شفائي – شاعر معاصر – آذربايجان )

هیچ نظری موجود نیست: