آذر ۲۲، ۱۳۸۳

مميزی و نقش آن در بحران هويت جوان ايرانی

ظاهرا در تمام دنيا رسم است برای مميزی دليلی وجود دارد ، اما شايد اينجا تنها کشوری باشد که مميزی و سانسور ، نه يک عمل مذموم و اجباری نيست ، بلکه يک حق است ! صدا وسيما حتی از نشان دادن جفت گيری پرندگان و تخم ريزی لاک پشتان ابا دارد ؛ چرا که می ترسد جوانان و مردم ما چنان مستعد فساد باشند که اين تصاوير گمراهشان کند . مطبوعات هر چند وقت يک بار به مشکلات جوانان و خصوصاً ازدواج می پردازند اما هيچ کس در هيچ جا اشاره نمی کند که ازدواج تنها يک کلمه مشخص و تک معنايی نيست و شامل موارد بی شماری نظير ، ايجاد رابطه ، شناسايی طرف مقابل ، موضوعات مالی ، مشکلات خانوادگی ، و ... می شود که هر کدام مبحثی جداگانه و کارشناسانه را می طلبد . استادان دانشگاه از بيان مطالبی که ممکن است – فقط ممکن است – برايشان دردسر درست کند ، خودداری می کنند و نتيجه اين همه مميزی و خود سانسوری اين می شود که جوان با پرسش های بی شماری رو به رو می شود که يافتن پاسخ آن ها را غير ممکن می يابد . از اين رو کم کم ياد می گيرد چگونه سئوالاتش را به فراموشی بسپارد و خلا ميان اندیشه هايش را ناديده بگیرد . او مغزی پراز انديشه های پراکنده دارد که ارتباط دادن آنها توسط پرسش های بی پاسخ مانده ، غير ممکن شده است . برای آنان که مميزی را تا سطح يک حق ارتقا داده اند ، شايد مثالی ساده ، راهنمايی باشد به مسائل و مشکلاتی که سانسور بی انديشه و خام ايجاد می کند . حذف موضوعات عشقی و مسائل مربوط به روابط دختر و پسر که از کارتون های کودکان شروع شده و تا فيلم های سينمايی و سريال های تلويزيونی تداوم می يابد ، در حداقل نتيجه خود موجب شده است که جوانان ما در اين مورد بی الگو بمانند . آنان نمی دانند که رابطه صحيح و معقول با يک جنس مخالف چگونه بايد باشد . اغلب جوانان وقتی در رسانه های ايرانی ، الگويی برای خود نمی يابند ، به الگو برداری از نمونه های خارجی می پردازند و اين آغاز فاجعه است ؛ زيرا يک جوان خارجی در حالی از روی رسانه های کشورش الگو برداری می کند که فرهنگ بومی با آن الگو – اگر همخوان نباشد – متضاد هم نيست ؛ اما جوان ايرانی با الگو برداری از فرهنگ غير ، به کلاغی تبديل می شود که راه رفتن خود را هم فراموش کرده است . بحث بر سر لزوم مميزی با عدم لزوم آن نيست ، سخن از حدود اين کار است . اکنون سانسور ومميزی چنان گسترده شده است که کمتر جايی از دايره نفوذ آن خارج است و از اين بدتر اينکه به جای آنچه حذف می کنيم در ارائه جايگزين اش درمانده ایم . جوانان از پوشيدن مدهای غربی منع می شوند ، اما به جای آن الگوهای لباس ايرانی ارائه نمی شود . موضوعات علمی و انسانی هم از مميزی در امان نيستند ، همچنين مسائل اجتماعی . اغلب اين مميزی ها بدون هيچ توجيهی انجام می شوند و درباره علل آن جز کلی گويی های مبهم چيزی ارائه نمی شوند . تنها نتيجه اين اقدامات فقط و فقط باعث عدم انسجام فکری جوانان می شود . نسل قيچی خورده ای که به قول رندی « انگار در ذهنشان نارنجک منفجر شده است ».







مميزی و نقش آن در بحران هويت جوان ايرانی



اين يادداشت در شماره 9 شرقيان نيز به چاپ رسيده است



هیچ نظری موجود نیست: