فروردین ۱۴، ۱۳۸۴

در دامان طبيعت ...

هرگاه كه از شلوغي ها و استرس ها و خستگي هاي زندگي شهري دلزده مي شوم ، به دامان طبيعتي پناه مي برم كه در آن بزرگ شده ام . به جاي صداي دوبس دوبس و تيس تيس ؛ آواي گوشنواز جويبار را مي شنوم و دل مي دهم به آواز كبكاني كه براي نوشيدن آب به كنار رود آمده اند . به جاي هواي دودزده و كثيف ، ريه هايم را پر مي كنم از اكسيژن خالص و به جاي انواع و اقسام نوشيدنيهاي رنگ و وارنگ ، از زلالي آب چشمه سارهاي دامنه كوه سيراب مي شوم .
سيزده به در بهانه اي بود براي بدست آوردن آرامشي كه توي حجم كار و شلوغي هاي اطراف از دستش داده بودم .
دامنه هاي رشته كوه البرز شمالي ، يكي از دو رشته كوهي است كه استان زنجان در بين آنها قرار دارد . طبيعت بكر و بسيار زيباي اين دامنه ها محلي است كه مي توان ساعت ها آنجا بود و دور از هر گونه هياهويي ؛ نشست و فكر كرد و نوشت ...
چند عكس زير ، گوشه اي از زيباييهاي بي شمار اين منطقه است .

پي نوشت : غيرحرفه اي بودن عكس ها را به عكاس نبودن من و كيفيت پائين آنها را به دوربين گوشي تلفن همراه من ببخشائيد ... " چه كند بينوا همين دارد !"

هیچ نظری موجود نیست: