مرداد ۱۶، ۱۳۸۴

ببخشیدم امروز ...

ببخشيد ،
خسته ام
نمي توانم سر بلند کرده نگاهت کنم .
امروز نمي توانم
سياه و سپيدت را سلام بگويم .
امروز درون من
آکنده است از سکوت .
در آغوش سکوتي
کور
کر
و افليج
افتاده ام !
نه در آسمانم ،
نه در زمين
جايي غير از اين دو هستم
امروز .
من کجايم ؟!

هیچ نظری موجود نیست: