مرداد ۲۶، ۱۳۸۴

اعتراض

توضيح : اين يک بيانيه اعتراضي است و مخاطب خاص دارد .

1- من اعتراض دارم ... به اين قانون نانوشته و معيار بي‌معيار " شما " که همگان را از پشت يک عينک تيره ، سياه مطلق مي‌نگرد و هيچ نقطه سفيدي در هيچ کس نمي‌يابد .
2- من اعتراض دارم ... به استدلال غلط و ناقص و خطايتان که همه را با يک چوب مي‌راند و در آتش غضبتان خشک‌و‌تر و غيره را با هم مي‌سوزاند ، بي هيچ گزينشي و هيچ مرور دوباره‌اي .
3-من اعتراض دارم ... به مواضع ديکتاتورمابانه شما و اينکه حرف خود را هميشه حق دانسته و به روال آن پيش مي‌رويد و معتقديد که هيچ وقت اشتباه نمي کنيد .
4- من اعتراض دارم .... به اينکه چون شما نمي‌خواهيد پس ديگران هم حق خواستن ندارند .
5- من اعتراض دارم .... به قوانين مصوبتان ، قواعد تعريف شده‌تان و چارچوب‌هاي ترسيم شده‌تان که کسي را که از حدود تعريف شده و خط قرمز ترسيم شده‌تان عبور مي کند ، به فاصله‌ي کمي دادگاهي مي کند و بدون توجه به نظر هيئت منصفه و با شهادت دروغ شاهدان ؛ به او رأي عدم اعتماد مي‌دهد و او را محکوم به شکستن غرور و بريدن پا مي کند که مبادا بار دگر از خطوط قرمز شما عبور کند .
6- من اعتراض دارم ... به جنگ‌هاي دروني و داخلي‌تان که البته هميشه ظاهرتان به درون سرکش و عصيانگرتان غلبه و آن را سرکوب مي کند .
7- من اعتراض دارم ... به ترحم به جنازه محکوم و روح ويران و سرگشته‌اي که دادگاه بي عدلتان کارش را به جوانب جنون رسانده است .
8- من اعتراض دارم ... به اينکه چرا نمي‌شود "دوستتان" داشت و چرا نمي‌توانيد "دوست" بداريد .
9- من اعتراض دارم ... من به خودم اعتراض دارم که چرا نمي‌توانم يک " مرد ساده‌ي کامل " باشم .
اما ...
به خودم اعتراضي ندارم به خاطر دوست داشتن تو .
اعتراضي ندارم که به جاي تو دلواپس شوم و حتي به جاي تو بترسم .
اعتراضي ندارم که اين بغض هاي پياپي با من اند .
اعتراضي ندارم به ...
...
اين روزها مي گذرد و بالاخره يک روز آسمان آرزوهاي من هم آبي مي‌شود ، روزي که خورشيد پائين بيايد و گونه زمين را ببوسد ... باور نمي کني ؟ .... اين خط ! اين نشان !
من آرزو می‌کنم ، پس هستم ...

هیچ نظری موجود نیست: