شهریور ۳۱، ۱۳۸۴

به رنگ حقيقت

- به بهانه پخش" آژانس شيشه اي" از سيما

بارها گفته اند ابراهيم حاتمي کيا فرزند زمانه خويش است اما کسي بطن اين سخن را مورد بررسي قرار نداده است . تصور مي کنند که فرزند زمانه بودن يعني فيلم تاريخ مصرف دار ساختن ! حاتمي کيا فرزند زمانه است چرا که روح فرزند زمانه را دريافته . آژانس شيشه اي به اين زمانه تعلق ندارد و برچسب تاريخ مصرف به هيچ کجايش الصاق نمي شود . آژانس شيشه اي فيلمي سياسي نيست ، تبليغاتي هم نيست و به نفع هيچ جناح و دسته و گروهي هم ساخته نشده . حاتمي کيا فضايي خلق کرده است و آدمهايي را به نشانه‌ي نمايندگان ملت ايران گرد هم مي آورد تا شاهد واکنش در برابر يکي از مسائل روز باشند . حاج کاظم در ميان همه درگيري ها و چند دستگي ها جوياي حقيقتي است که در انعکاس پلاک هاي آويخته از "مهاجر " و جسد خونين " ديده بان " نمايان مي شود .
حقيقت تنها متاعي است که در اين آشفته بازار خريداري ندارد و در بلبشوي اجتماعي کشور مقصود و منظور هيچ کدام از برگزار کنندگان اين معرکه واقع نشده است . فرياد حاج کاظم فرياد "حق طلبي" است و پچ پچ شاهدان درون آژانس ، زنجموره ي توهم آميز عوام الناسي است که فقط مي خواهند کشتي خود را به ساحل نجات برسانند و بس .
آژانس شيشه اي يک فيلم تمثيلي است ، تمثيلي از آنچه بر ما مي گذرد و از خلال وقايع و رويدادهاي ظاهري اش به حقيقتي متعالي تر چشم دوخته است اما همان عوام الناس به آن به ديد يک فيلم کاملا سياسي مي نگرند .
حاتمي کيا در آژانس شيشه‌اي بيشتر از همه ساخته هايش به " خودش " وفادار بوده است و صادقانه خودش را چنانکه هست بيان کرده .
پس از حدود 8 سال از ساخت آژانس شيشه اي ، و پس از بارها نمايش فيلم هنوز هم که هنوز است آدم هاي فيلم حرف هايي را مي زنند که حرف دل خيلي از ماست .

هیچ نظری موجود نیست: