آذر ۱۳، ۱۳۸۴

از اصل افتاده ايم ...

- تأملي بر رواج باورهاي خرافي در جامعه و تأثيرات آن

با سير کوتاهي بر زندگي اجتماعي ايرانيان به سادگي مي توان دريافت که خرافه گرايي و اعتقاد به باورهاي پوچ و توخالي عجيب ميان اين مردم هواخواه دارد . شکل نادرست تلبيغ ديني باعث شده است اشتياق مردم به اينگونه مسائل هر روز افزايش پيدا کند و تعاليم عالي ديني جاي خود را به مشتي خرافه بدهد .
از گوشه کنار ايران هر از گاه مي شنويم که در فلان امامزاده معجزه اي رخ داده و یا در بهمان تکیه اتفاقی غریب افتاده است . بنده خود در سال 1379 در منطقه محل سکونت خود شاهد ماجرايي بودم که مختصراً شرحي کوتاه از آن را برايتان نقل مي کنم . در يکي از شهرهاي اطراف مسجدي بود که در محله اي واقع شده بود که در واقع مي توان آنجا را مرکز شرارت ها و اعمال خلاف قانون آن شهر دانست . روز تاسوعاي حسيني بود که خبري دهان به دهان چرخيد و به سرعت کل استان و حتي استان هاي همجوار را هم تحت تأثير خود قرار داد . به گفته شاهدان عيني ! در هنگام عزاداري ناگهان يکي از علامت هاي دسته عزاداري به ناگاه به پرواز درمي آيد و پس از طي مسافتي چند در نقطه اي از زمين فرود مي آيد. مي گفتند از اين مراسم فيلمي موجود است که فيلمبردارش ادعا کرد فيلم سياه است و انگار چيزي اصلاً ضبط نشده است . يکي ديگر مي گفت همه بيماران حاضر در آن مراسم شفا گرفته اند ! به فاصله يکي دو روز آن مسجد شد مرکز توجهات منطقه و معضل امنيتي استان . کرور کرور آدم بود که براي ديدن آن محل و گرفتن شفا مراجعه مي کردند که عمدتاً روستائيان ساده اي بودند که گاه دار و ندار خود را نيز به متوليان مسجد مي پرداختند . متوليان هم از سادگي مردم نهايت استفاده را می‌بردند،از فروختن خاک مسجد گرفته تا اجاره دادن محلي براي بستن طناب به پنجره هاي مسجد براي گرفتن شفا ! امام جمعه وقت تمامي اين اتفاقات را کذب و دروغ خواند و استاندار وقت نيز واکنشي شديد نشان داد . اين ماجرا علاوه بر معضلات امنيتي،مشکلات بهداشتي شديدي نيز در پي داشت . به هر حال هر چه بود اين غائله ختم شد و حاصل چند صد ميليون پولي شد که متوليان مسجد که حالا به نوايي رسيده بودند،به اعمال خلاف قانون خود با فراغ بال بيشتري ادامه دادند و مسجد متروک تبديل به امامزاده اي گشت که هنوز هم زائر دارد و الخ.
مورد ديگري که در جامعه رواج پيدا کرده است ، فيلم هايي است که به مدد تکنيک هاي کامپيوتري ، تصاويري مبهم به بيننده نشان داده مي شود و به او القا مي شود که يکي از ائمه اطهار را ديده است . اين فيلم ها پس از اشغال عراق توسط آمريکا و هجوم گسترده زايران ايراني هر روز بيشتر و بيشتر شد و سود کلاني را نصيب تهيه کنندگان آن کرد که در خفا از سخره گرفتن اعتقادات مذهبي مردم لذت مي بردند .
و حالا حکايت اين سگ بي نوا است که معلوم نيست چه طور گذارش به حرم امام رضا (ع) افتاده است . کاري به واقعيت يا کذب بودن اين اتفاق نداريم ، آنچه مهم است تفسيرهاي عجيب و غريبي است که از اين واقعه مي شود . به نظر من هيچ جاي تعجبي ندارد که يک سگ وارد صحن رضوي شود و به نحوي خود را به نزديکي هاي ضريح برساند . نتيجه ساده اي که از اين واقعه مي توان گرفت اين است که خدام حرم در انجام وظيفه خود کوتاهي کرده اند ، همين ! اما معلوم نيست اين داستان سرايي ها و کش دادن اين ماجراي ساده به نفع چه کسي تمام مي شود ؟. فيلم ها و عکس هاي اين ماجرا خيلي سريع تر از آنچه تصورش مي شد ، در دورترين نقاط ايران پخش شده و اکنون حتي در روستاها نيز فيلم آن دست به دست مي چرخد . اين ماجرا به سرعت خوراک روزنامه نگاران زرد و نقل هاي پاي بساط سبزي شده است . اين اتفاق اولين بار توسط يک سايت خبري منتشر شد و حالا هر چه نداشته باشد رقم بازديد6رقمي و افزايش مخاطبان سايت مزبور را باعث شده است . آستان قدس رضوي اين ماجرا يک توطئه خواند که دو خادم براي کسب درآمد آن را اجرا کرده اند و خادمين مزبور را محکوم و تحت تعقيب قضايي قرار داد؛ اما هنوز مسئولان سايت مورد نظر بر ادعاي خود پافشاري کرده و اين ماجراي ساده را معجزه مي نامند .
الغرض ، توجه به اين مسائل و بازتاب گسترده اي که دارند باعث شده است برخي سياستمداران ما نيز از اين سادگي مردم نهايت استفاده را ببرند و با درست کردن قصه هايي منافع سياسي خويش را تأمين کنند . يکي از امضاي ليست نمايندگان مجلس توسط امام زمان مي گويد و آن ديگري از هاله نوري که او را در هنگام سخنراني در سازمان ملل احاطه کرده بود . استفاده از چنين تعابير و ساختن اين قصه ها فقط مي تواند براي قشر عوام جامعه مؤثر افتد و متأسفانه شمار اين قشر کم هم نيست .
اعتقاد به اينگونه مسائل و رواج خرافه و خرافه گيري مردم را روز به روز از اصل دين منحرف کرده و به سمتي سوق مي دهد که شايد خواست آنهايي باشد که منافعشان از اين راه تأمين مي شود .

هیچ نظری موجود نیست: