آذر ۲۱، ۱۳۸۴

ما ملت همیشه عزادار !

چقدر جنبهء عزایمان بالاست !
انگار ساخته شده ایم که نوحه بخوانیم ،گریه کنیم ،موعظه کنیم ،و خب ؛ بالاخره عزاداری ،دسته ،مسجد ،ختم ،مجلس ...! تا کی ؟
نمی دانم ! اصلا مهم نیست چرا ؟چطور ؟برای چی ؟ تا کجا ؟ ما منتظریم تا لباس سیاه بپوشیم (یادمان هم نیست که سیاه مکروه است !) همهء ما توی کمدهایمان حتما یک بلوز مشکی داریم ! - یکی ؟ - خیلی بیشتر،اگر از طایفه نسوان هستیم که اصلا به تعدادانگشتهایمان هم لباس رنگی نداریم ؛اگر هم به طایفهء ذکور متعلقیم که لباسهایمان بــــــــــــد،رنگی است ! خاکستری ،خاکی ،قهوه ای ،سرمه ای...! بماند.مقصود اینکه ما بدون هیچ مقدمه ای عزاداریم ،اصل قصه اما چیز دیگری است .چند روز پیش باز هم یک حادثه غیر مترقبه دیگر در کشور حادثه خیز و کهن و سربلند ! ما رخ داد ...که البته چیز عجیبی نبود ، مثل همان اتوبوس ها و هواپیما هائی که شاگرد اولهای دانشگاهی مان را برد ته دره ،یا فلان وزیرمان را کشت و بهمان وکیلمان را ساقط کرد واصلا اینها که ویژه است ؛مگر نه اینکه در هیچ جای دنیا به اندازه ما آدم توی تصادف نمی میرد و در هیچ کشوری زلزله انقدر آدم نمی کشد و ... باز هم بماند ،مخلص مثل همیشه گریه مان گرفت ،اشک هایمان را ریختیم و قبل از اینکه جنازه ها جمع شود کلی پیام تسلیت و وامصیبت توی رسانه های آزادمان چپاندیم و هر حرفی به جز حادثه هم که الحمدلله شایعه بود !
مردم هم اول عصبانی شدند و اما خب این یکی نامزد دارد و آن یکی بچه اش دو ماهه است و وای این مادرش چه گفت و آن بچه اش چه کرد و همه یادشان رفت و شد عزاداری .و بهمان قول دادند که پی گیری می کنندو به بعضی ها هم لابدگفتند منتظرپرواز بعدی باشید تا خبرهائی نه تائید شوند و نه تکذیب !
حال هر جای دنیا بود لابد یکی می پرسید که بابا ما که می دانیم هواپیماهایمان سالم نیست ،چتر نجات نمی فهمیم ،اصلا حالیمان نیست که پرواز ایمن یعنی چه !،آخر مانور زیر دریائی مان دیگر چه صیغه ای است ؟!
بماند !فعلا که عزاداریمان رکورد دارد و تا پرواز بعدی چه پیش آید !

نوشته : اعظم ولي قيداري

هیچ نظری موجود نیست: