آذر ۲۹، ۱۳۸۴

دو کلمه

جمله ای که باید به هم بگیم ،دو کلمه است. فقط دو کلمه!
اما همین جمله دو کلمه ای ما دوتا آدم گنده رو دو روز هاست که سر کار گذاشته و هنوز نتونستیم بعد هزار تلفن دو ساعته و دیدار دو ساعته و هزاران دوساعته دیگه این دو تا کلمه رو بهم بگیم ؛جالب اینجاست که این دو کلمه با سایر مشتقاتش روزی صد بار از دهنمون در می یاد و زمانهای مختلف گذشته و حال و آینده این دو تا کلمه رو زبونمون صرف می شه و هر ضمیری به آخرش می بندیم الا اون ضمیری که معطل اونیم... بده ،خیلی بد.
من تو تنهائی های خودم هزار بار این جمله رو زمزمه می کنم و تو تو تنهائی های خودت و به هم که می رسیم شاید تو هم مثل من منتظری که تو بگی !؟
و این دوتا کلمه ،طلسم شده تا ما بهم هیچی نگیم ،از هم بهونه بگیریم ،باهم بد بشیم ،از هم دلخور شیم... ! چرا اینقدر سخته گفتن این دو تا کلمه !؟

نوشته : یکی مثل من !

هیچ نظری موجود نیست: