فروردین ۰۱، ۱۳۸۵

بوي عيدي ؛ بوي توپ ...

عمر امسال هم تمام شد ، مثل ماهي قرمز توي تنگ بلور که به سيزده هم نمي رسد . باز طبق معمول هرسال چرتکه دستمان گرفته ايم و داريم نيک و بدمان را از روي دفتر روزانه در مي آوريم تا بدانيم چقدر بدهکاريم و چه قدر بستانکار . معمولاً بدهکار مي شويم به خود ، بدهکار همه فرصت سوزي ها و موقعيت هاي از دست رفته اي که بنا به دلايل مختلف آنها را از دست داده ايم و آنقدر جلو نرفته ايم که پشت سرمان جاي پاي سال پيش هنوز غبار نگرفته است و تازه تازه است . امسال هم خوب و بد گذشت ، با انبوه اتفاقاتي که هم خوب بود و هم بد . به هر حال آنچه روبروست سالي است که اميدوارم پايانش جز شادي و امنيت و آزادي نباشد ، و اين رويا دور از دسترس نيست ؛ اگر بخواهيم .

هیچ نظری موجود نیست: