خرداد ۲۲، ۱۳۸۵

مكزيك را مي برديم اگر ...

بازي با مكزيك را باختيم ، به همين راحتي . نتيجه مي توانست چيزي غير از اين نتيجه تحقير آميز باشد . ما مي توانستيم مكزيك را شكست دهيم اگر :‌

1- چيزي به نام اعتماد به نفس در ما وجود داشت .
2- فوتبال را حرفه اي بازي مي كرديم .
3- مربي مان ترسو نبود .
4- علي دايي در تركيب نبود .
5- علي كريمي را خيلي زودتر تعويض مي كرديم .
6- ناشيانه و پشت سر هم خطا نمي كرديم .
7- سيستم بازي مان هجومي تر بود .
8- ميرزاپور دروازه بان ما نبود .
9- هوشياري رحمان رضايي و بازي خوبش تداوم داشت .
10- مدافعانمان به جاي مهاجمانمان عمل نمي كردند .
11- مهاجمانمان به جاي مدافعانمان عمل نمي كردند .
12- به جاي ماورأ و كائنات ، روي زمين و در واقعيت دنبال پيروزي بوديم .
13- اينقدر شكل بازي مان رو نبود تا هر بيننده عادي بتواند بازي مان را بخواند .
14- در 45 دقيقه خود را "قهرمان جام" نمي دانستيم .
15- ...

و چندين و چند اگر ديگر كه اتفاق افتادن يا نيفتادنشان مي توانست نتيجه را جور ديگري رقم بزند . به هر حال ما بازي را باخته ايم و اين نتيجه اصلاً عجيب و غيرقابل پيش بيني نبود و خط بطلاني بود بر خوش باوري مفرط ما كه خود را در دور دوم مي ديديم . شايد بگوئيد هنوز دو بازي ديگر باقي است و ما شانس صعود داريم ، اما من با يك حساب ساده روي كاغذ فقط باخت آبرومندانه در مقابل پرتغال و بازي آبرومندانه تر مقابل آنگولا را توقع دارم .

پي نوشت :
هيچ وقت در حوزه اي كه تخصصي در آن ندارم وارد نمي شوم، آن هم موردي مثل فوتبال كه به حمدالله بالاي چند ميليون كارشناس ارشد در ايران دارد و كلي مخاطب دو آنشه پيگير . اين يادداشت فقط شرح دلتنگي هاي بعد بازي بود از ديد يك مخاطب معمولي و نه چندان پيگير فوتبال،همين !

هیچ نظری موجود نیست: