آبان ۱۵، ۱۳۸۶

بانو

آغاز می شوی
با هزار خط منحنی
از موهایت
یکی از کنار گونه ات رد می شود
نرم
می پیچد ،
می رقصد
می آید ،
اریب ، از روی سینه ات رد می شود
انگار تنت را طواف می کند
می رود تا قوس کمر
آن پائین ...
پیچ می خورد ،
می لغزد ،
می رسد تا آخر
به زمین
خط ها که تمام می شوند ،
تو تازه آغاز می شوی
بانو !

حرف اضافه : این شعر از یک تابلوی نقاشی زاده شده است ، ناگهان ...

هیچ نظری موجود نیست: