آذر ۲۸، ۱۳۸۶

چهارباغ



اصفهان را همیشه دوست داشته ام و دارم و عجیب دلم برایش تنگ است . توی این شلوغی وحشتناک کارهایم و حال خرابم ناگهان سفر به اصفهان نصیبم شد و شرکت در جشنواره داستان کوتاه کوتاه . شاید این سفر کمک کرد تا بتوانم روح خودم را ری استارت کنم . دلم برای چهارباغ و زاینده رود تنگ است ...

هیچ نظری موجود نیست: