آذر ۱۴، ۱۳۸۷

دنیا بدون کوتوله ها جای بهتری بود

- تقدیم به همه کوتوله هایی که زیر آسمان این شهر نفس می کشند ...

دنیا بدون کوتوله ها جای بهتری می شد . آدم هایی که با نبودشان نه کار دنیا لنگ می ماند نه فضای اضافه ای اشغال می شود و نه دست و پایی گرفته می شود . اما روزگار به این قسم آدم ها خوب میدان داده است ؛ میدان داده تا دیده شوند ، عرض اندام کنند ، پا به روی شانه های نحیف نجیبان بگذارند و بالای نردبانی که جز به ظلم و تعدی به حقوق دیگران ساخته نشده است ، حقارت خود را فریاد بزنند .
دنیا بدون کوتوله ها جای بهتری می شد ، آدم هایی که اگر زمانه این گونه بلندقدشان نمی کرد ، نصیبشان فقط گرد و خاک پای عابران بود ، عابرانی که در خیابان های پاک عدالت و آزادی نفس عمیق می کشیدند و بوی عفن این آدم ها مشامشان را آلوده نمی کرد .
گاهی ‌آنقدر بیچاره می نمایند که دوست داری مثل گدای مظلوم کنار خیابان همه دارایی جیب هایت را به او ببخشی ، اما تا چشم باز می کنی می بینی لباسهایت را هم از دست داده ای ، اما باز او زمین گیر و بیچاره است و تو سربلند ایستاده ای .
زبان تنها ابزار اوست ،‌ ساکتش که بکنی هیچ چیز برای ارائه ندارد . زبانش است که راحت به دروغ باز می شود ،‌ به چشیدن مزه مال نامشروع عادت کرده و لقمه حرام را به سادگی به گلویش می فرستد .
درختچه خشک بی ثمری است که برای دیده شدن در جنگلی انبوه ،چاره ای ندارد جز اینکه با تبر همداستان شود تا مگر قتل همه درختان سرافزار او را به اوج برساند . پیله ای است که هیچ گاه فرصت پروانگی نمی یابد ، از نور می ترسد و همین او را کرم حسرت همیشه پرواز کرده است .
دنیا بدون کوتوله ها جای بهتری می شد ...

هیچ نظری موجود نیست: