دی ۰۱، ۱۳۸۷

بار دیگر شهری که دوست می دارم ...

زنجان را دوست دارم ؛ به خاطر همه تصویرهای خوب دوران کودکی ام ، به خاطر حس آشنایی که هیچ وقت غریبه نمی شود . به خاطر بوی ادویه توی بازار ، شلوغی دلچسب مسیر سبزه میدان تا چهارراه ، راحت الحلقوم و باسلوق زرگری ، کتلت مهدی ،حاج داداش ،جغور بغور دانشسرا، باقالی دروازه ارک ،چادرهای رنگی مادران با آن گل های ریز ، گاراژ قدیمی مینی بوس های قراضه ، کوچه های تو در توی بن بست ، چای دارچین مغازه های دور فلکه هنرستان ، به خاطر چای چورگی های ماه رمضان ، به خاطر گاوازنگ بعد از باران ...
زنجان را دوست تر دارم ، به خاطر بزرگی آدم ها و آدم های بزرگش ...

هیچ نظری موجود نیست: