شهریور ۲۵، ۱۳۸۸

طعم گس 25 سالگی

25 ساله شده ام و حالا موهای بابا دیگر سیاه نیست، چشم های مادرم کم سوست، حوض بزرگ کودکی ها کوچک شده و درخت گردو قد کشیده تا آسمان.
25 ساله شده ام و گم کرده ام خنده های کودکی را در کوچه های که دیگر صمیمی نیست و بوی کاهگل نمی دهد. بزرگ شده ام و در آینه تصویری می بینم از من که ناآشناست و دور .
راست می گفتی، بزرگ شدن اصلاً چیز خوبی نیست!

25 شهریور 88- تولد بیست و پنج سالگی

هیچ نظری موجود نیست: