شهریور ۱۷، ۱۳۸۸

به خاطر قافیه !

نمی دانم فیلم "وقتی همه خوابیم" بهرام بیضایی را دیده اید یا نه. فیلم در واقع یک روایت شخصی است و فریاد بیضایی از پشت پرده سینمای ایران و معاملات و معادلات مالی کثیف تهیه کنندگان فیلم ها که تنها به قیمت رونق بیشتر کاسبی شان به راحتی سینما را قربانی می کنند. دکان دارانی که در این فیلم عنوان تهیه کننده را یدک می کشند مرا به یاد برخی مدیران مسئول نشریات می اندازد و هرچه بیشتر دقت می کنم مشابهت های بیشتری می یابم.
- تهیه کننده بازیگر اخراج می کند به خاطر سود بیشتر و مدیرمسئول خبرنگار را اخراج می کند تا کاسبی اش بی دردسر شود و پرسود.
- تهیه کننده در پشت پرده معاملات تجاری انجام می دهد و به هر قیمتی در فیلم کالا تبلیغ می کند و مدیرمسئول نشریه را به قیمتی اندک تبدیل به آگهی نامه می کند.
- تهیه کننده با نرفتن به سراغ سوژه های ممنوع، نور چشم مسئولین می شود و "نگاتیو" یارانه ای می گیرد و مدیرمسئول هم با چشم بستن بر روی مشکلات و گاهی تعریف و تمجید "کاغذ" یارانه ای می گیرد.
- تهیه کننده فیلم را ابزار می کند برای اعتبار خودش و مدیرمسئول هم نشریه را.
- تهیه کننده فقط پول دارد و مدیرمسئول هم.
- تهیه کننده از سینما چیزی نمی داند و مدیرمسئول هم از روزنامه نگاری.
برخی شباهت های عمده 2 گروه مهم از دست اندرکاران فرهنگ کشور را بررسی کردیم، آدم هایی که از سوی مقامات درست مورد بررسی قرار گرفته اند که همه مشخصاتی که بالا برایتان گفتم داشته باشند و این لابد جزو شرایط عمومی شان است. کمی که دقیق شویم می توانیم دلایل آشفتگی اوضاع مطبوعات و سینمایمان را از همین دلایل بیابیم، چرا که کار به دست آنهایی افتاده که نه بر اساس لیاقتشان که به خاطر کلمه ای هم وزن ولی متضاد با "لیاقت" حالا دست اندرکار فرهنگی شده اند!، شاید فقط خواسته اند قافیه جور دربیاید !.

توضیح نه خیلی ضروری:
این یادداشت شامل حال خیلی ها می شود، آنهایی که مخاطبش نیستند انگشت شمارند، اگر می شناسیدشان درگوشی بگویید تا گوشه ای اسمشان را یواشکی یادداشت کنیم که حتماٌ از دست آقایان در رفته اند و اگر باخبر شوند به سرعت ممنوع الکار می شوند حتماً.

هیچ نظری موجود نیست: