مهر ۰۱، ۱۳۸۸

اعتراف کن مرد

تو پدر پارسایی، نه ؟ نامت احمد بود، درست است؟ این ها را پرسیدیم تا بدانیم بعد از 100 روز انفرادی هنوز اسمت یادت مانده؟ نام پسرت فراموشت نشده؟
اگر خودتی اعتراف کن، اگر نامت احمد زیدآبادی است اعتراف کن که زندان برایت بیگانه نیست و سلولهای اوین برایت آشناست.اعتراف کن که ننوشته ای مگر به حق خواهی مردم کشوری که عاشقانه دوستش داشتی، اعتراف کن که هیچ اتکایی به قدرت نداشته ای، اعتراف کن که هرگز جز راستی نگفته ای. اگر اعتراف کنی مثل بقیه می بریمت کنار ابطحی تا تو هم روزنامه بخوانی، تلویزیون نگاه کنی، اینترنت داشته باشی.
اعتراف کن لعنتی، تو ما را خسته نکردی نه ما تو را، اعتراف نمی کنی نه ؟
ما اعتراف می کنیم...
اعتراف می کنیم از تو هیچ چیز نداریم چرا که پاک و صادق زیسته ای. اعتراف می کنیم از چشمانت می ترسیم مرد که آنطور با غضب نگاهمان می کنند. اعتراف می کنیم ما شکستیم از نشکستن تو مرد که خسته ایم از ایستادگی ات. اعتراف کن که می دانیم که اگر همه کاغذهای سفیدی را که تو در آن اعتراف ننوشته ای را به خوردت بدهیم اعتراف نمی کنی.
اعتراف کن مرد، اعتراف کن ...

در این باره:
خشونت در زندان علیه احمد زیدآبادی

هیچ نظری موجود نیست: