شهریور ۰۱، ۱۳۸۹

برگزاری مراسم تودیع ثبوتی با چماق و زور+ تکمیلی




دوشنبه 1 شهریور 1389 - دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان - گزارش آنلاین

- از صبح امروز تمامی راه‌های ورودی به دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه توسط نیروهای امنیتی مسدود شده و تعداد زیادی لباس شخصی فضای دانشگاه را تحت کنترل خود قرار دادند.
- عده‌ای از دانشجویان در محوطه و عده دیگری در مقابل آمفی‌تئاتر تحصن کرده بودند. در ساعت 9 صبح حدود 50 نفر از مسئولین در محوطه دانشگاه حضور پیدا کردند که بعد از مشاهده بسته بودن از در دیگر قصد ورود به داخل دانشگاه را داشته‌اند.
- دانشجویان راهروها را با میز مسدود کرده بودند.
- گفته می‌شود پروفسور ثبوتی ساعت 4 صبح عازم تهران شده است.
- استاندار در هنگام ورود به سالن بی توجه از روی دانشجویان متحصن عبور کرده وگفته است: من از روی جسد شما عبور می‌کنم و مراسم تودیع را برگزار می‌کنم.
- آخرین خبرها از ضرب و شتم شدید دانشجویان توسط نیروهای لباس شخصی و شکسته‌ شدن یکی از درهای دانشگاه حکایت دارد. اوضاع دانشگاه به شدت امنیتی و متشنج است.
- مراسم تودیع و معارفه بدون حضور پروفسور ثبوتی و دانشجویان پشت درهای بسته سالن در حال برگزاری است.
- عده ای از دانشجویان در درگیری با نیروهای لباس شخصی مجروح شده ‌اند.
- دانشجویان اجازه ورود به خوابگاه و آفیس های خود را ندارند.
- مراسم تودیع کماکان پشت درهای بسته در حال برگزاری است.
- مراسم تودیع به پایان رسیده و مسئولین دانشگاه را ترک کرده‌اند.
- گفته می‌شود اتاق پروفسور ثبوتی در دانشگاه به سرعت در حال تخلیه و آماده شدن برای استقرار سرپرست جدید دانشگاه است.
- استاندار در سخنرانی‌‌اش در مراسم تودیع گفته است: چه کسی می‌گوید این دانشگاه مشکلی ندارد؟ دانشگاهی که نه بسیج دارد نه حراست قطعاً مشکل دارد.
- گفته می‌شود نیروهای حراست کل دانشگاه‌های زنجان تامین امنیت مراسم تودیع و معارفه را برعهده داشته‌اند و حضور نیروهای حراست دانشگاه‌های علوم پزشکی، آزاد و دانشگاه زنجان در مراسم مشهود بوده است.
- شنیده‌هایی حکایت از این دارد که خبرگزاری‌ها برای پوشش اتفاقات امروز از سوی دفاتر مرکزی خود در تهران تحت فشارند و این در پی توافق آنها با وزارت علوم مبنی بر عدم پوشش تحولات وزارت علوم است.

------------------------
نامه یکی از دانشجویان دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه به رئیس انتصابی از سوی کامران دانشجو:

جناب آقاي دكتر رسول خدابخش سرپرست جديد دانشگاه تحصيلات تكميلي علوم پايه-زنجان،
ضمن تبريك موفقيت شما در شكستن سد دانشجويان و شكستن شيشه هاي مركزي كه با خون جگر افرادي مانند پروفسورثبوتي و ديگران در 20 سال اخير به جاي گاهي كنوني خود رسيده به عنوان عضوي ازاين موسسه و من باب امر به معروف و نهي از منكر كه وظيفه ي شرعي تك تك ماست نكاتي را به جناب عالي متذكر مي شوم:
جناب آقاي دكتررسول خدابخش!
نردبان اين جهان ما و مني است عاقبت اين نردبان افتادني است
تا پيش از اين در جامعه ي فيزيك ايران انسان كم تر شناخته شده اي بوديد و احتمالا براي خود و اطرافيانتان انساني محترم ولي در حال حاضر نه تنها انساني شناخته شده در جامعه ي فيزيك ايران بلكه در جامعه ي علمي ايران شديد!!! با شكستن شيشه، زخمي كردن دانشجويان و بي احترامي به بنيان گذار اين مركز در روز تولد ايشان و بسياري موارد ديگر.
جناب آقاي دكتر خدابخش! ما از دكتر ثبوتي ياد گرفتيم كه با همه ي سختي ها و مشكلات در اين جامعه بمانيم و بسازيم واميد به آينده داشته باشيم دكتر ثبوتي به عنوان معلمي اهل عمل با ساختن و غرنزدن از تاسيس رصد خانه ابوريحان در شيراز تا تاسيس اين مركز در زنجان به ما راهي را نشان داد و الگويي براي ما شد! اينك شما در بدو ورود خود راهي ديگر به ما نشان داديد نشان داديد كه كمتر از 48 ساعت بعد از حكم وزيرسراسيمه راهي زنجان شديد تا هرچه زودتر حاصل دسترنج ديگران را از آن خود كرده و در اين راه حتي سياست به خرج نداده تا در ابتدا نظر مثبت اعضاي هيات علمي، دانشجويان و كارمندان مركز را به دست آوريد. انصاف و ادب و سن و سالي كه از شما گذشته حكم مي كرد كه جناب عالي در ابتدا كمي متانت به خرج داده و راهي براي برون رفت از اين مشكل پيدا مي كرديد..
ظاهرا با ياري زور بازو بر جاي گاه بزرگ مردي در فيزيك ايران تكيه خواهيد زد اميد كه راهكارهاي بكار رفته در بيست سال اخير در مركز را به رسميت شناخته و حاصل يك عمر جان كندن بسياري دلسوزان را يك شبه به هدرندهيد.

----------------------

روایت دردآور دیگری از اتفاق امروز:

قدم های سنگین مسئولین زنجان بر سینه های دانشجویان بی گناه

‫ مراسم تودیع چهره بر تر علمی کشور ، پروفسور ثبوتی در دانشگاه علوم پایه زنجان در حالی بر گزار شد که پروفسور ثبوتی به عنوان بنیانگذار دانشگاه علوم پایه زنجان در این مراسم حضور نداشت . صبح یک روز غم انگیز تابستانی دانشجویان علوم پایه زنجان ،فرزندان وفادار پروفسور ثبوتی به بهانه جلوگیری از برگزاری مراسم تودیع و معارفه در مقابل درب ورودی سالن کنفرانس در حالی که هر کدام عکس پدر معنوی دانشگاه را در دست گرفته بودند ،تجمع کردند .مسئولین ارگان های مختلف استان هر کدام در گوشه ای از حیاط علوم پایه مشغول گفت و گو با یکدیگر و منتظر شکسته شدن سد اعتراضی دانشجویان برای ورود به سالن کنفرانس بودند. سکوت سنگین در فضای دانشگاه علوم پایه حاکم بود. این در حالی است که دانشگاه علوم پایه زنجان برای اولین بار در طول بیست سال عمر خود حضور نیروهای امنیتی و حراستی را می دید و باز هم برای اولین بار در طول عمر خود خانه ثبوتی شاهد دردناک ترین گذر ثانیه ها توأم با برخورد بود ،ثانیه هایی که قلب تاریخ را به درد خواهد آورد . استاندار زنجان در میان سکوت حاکم بر علوم پایه باشتاب و خشم از راه می رسد ،و فرماندار زنجان نیز (که در انتخابات دولت دهم ریاست ستاد انتخاباتی احمدی نژاد را بر عهده داشت!!!)به یاری استاندار می آید پرچم اعتراضی فرزندان ثبوتی را از دست آنها می رباید و استاندار در میان فریاد های بی صدای فرزندان ثبوتی در میان نگاه بهت زده کلیه حاضرین در محوطه و در کش و قوس تنش ها و التهاب های دانشگاه علوم پایه زنجان قدم های سنگین و خشمگینش را بر روی پسران ثبوتی می گذارد ،می کوبد و به پیش می رود و به صف دختران ثبوتی می رسد ،قلب علوم پایه تند تر و مضطرب تر می تپد،حیرت چشم ها عمیق تر می شود و باز هم در کمال نا باوری استاندار گام هایش را بر روی دختران ثبوتی نیز می گذارد اما ناله های «یا علی» آنها چاره ساز نیست ،استاندار و هیئت همراه وی کماکان گام های توهین آمیز خود رابر سینه حرمت و شرف دختران بی گناه و معصوم می کوبند ،فریاد «یا علی و یا حسین»دانشجویانی که زیر پاهای خشم و ظلم له می شوند ، نمی تواند جلودار مشت و لگد های این عده باشد، حالا دیگر راه برای سایرین باز شده است و مسئولین نهادهای مختلف استان به راحتی به خود اجازه می دهند آرام آرام قدم بر روی دانشجویان بگذارند و در مراسم معارفه رییس جدید؟؟؟ علوم پایه حاضر شوند.( اما به چه قیمت؟) استاندار زنجان در سالن کنفرانس علوم پایه اظهار می کند چه کسی می گوید دانشگاه علوم پایه زنجان دانشگاه سیاسی نیست، متاسفانه خیلی هم سیاسی است، چراکه وقتی با وقوع یک اتفاق ساده و معمولی!!! این همه سروصدا بر پا می شود، پس قطعا موضوع بسیار مهمی در میان است و عقبه ای سیاسی وجود دارد . رئوفی نژاد با یاد آوری این مطلب که نظام با کسی شوخی ندارد ابراز می کند:چه دانشجو و چه دانشجو نمایانی که امروز مشاهده شد همه در برابر نظام و صلاح آن ایستاده اند!!! آیا دانشجو نمی داند زمانی که حکمی صادر می شود باید اجرا گردد؟ وی با تاکید بر این که من با کسی تعارف ندارم خاطر نشان می کند :امروز حدود شصت نفر در مقابل من ایستاده بودند که حتی اگر این جمعیت شش هزار نفر نیز بودند من به تنهایی وارد سالن می شدم، چرا که بحث حاکمیت در میان است .وی با بیان این مطلب که این دانشگاه ارث پدری کسی نیست ،می گوید:این دانشگاه و تک تک آجرهای آن متعلق به مردم است نه شخص خاصی . استاندار با اشاره به این که این دانشگاه نیز مثل دانشگاه های دیگر است و تفاوتی با آنها ندارد ،تصریح می کند: این دانشگاه چه تفاوتی با دانشگاه های دیگر دارد که نباید بسیج دانشجویی ،نهاد نمایندگی ولی فقیه و حراست وجود داشته باشد؟ و در آخر مراسم تودیع و معارفه بدون شخص تودیع شونده بر گزار شد و جو دانشگاه علوم پایه پس از ترک استاندار و مسولین از در پشتی دانشگاه که البته مغایر با ادعای وی مبنی بر مقابله به شش هزار نفر بود و نیز در پی شعارها و فریادهای بی جواب دانشجویان رنگ و روی ماتم زده ای را به روی خود می گیرد . اما دریغ از اینکه آنها نمی دانند ثبوتی همچنان پدر دانشگاه علوم پایه و دانشجویانش باقی خواهد ماند...
آن مرد که اسب داشت ، غبارش فرو نشست این گرد و خاک خران شما نیز بگذرد‬

---------------

بازتاب‌ها:

- سمیه میناخانی - دانشگاه یا پادگان

۱۵ نظر:

پژمان گفت...

شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت
روی مه پیکر او سیرندیدیم و برفت
گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود
بار بربست و به گردش نرسیدیم و برفت
همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم
کای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت

ناشناس گفت...

Please Update this page :-)
thanks.

مهدی گفت...

اگه بهمون بگن حای مشهور زنجات کجاست میگیم سلطانیه و اگه بگن آدم معروفتون کیه میگیم پروفسور ثبوتی. وای بر ما..............

ناشناس گفت...

پدرم نبودب ببيني كه گلهاتو لگدمال كردن در و پنجره خونمون رو به زور شكستن و وارد خونه شدن...............

ناشناس گفت...

من از درخت انار تو سیب خواهم چید نیز مطلبی در این باره دارد بخوانید

ناشناس گفت...

اینکه از عوض شدن دکتر ثبوتی ناراحتیم درست. اما جلوی در خوابیدن و درها رو بستن و شعار دادن برای چیست؟

ناشناس گفت...

اگر شما اونجا بودی(آقا یا خانم ناشناس که نظر دادی) میدیدی که ما غیر از "ثبوتی" چیزی نگفتیم.

ناشناس گفت...

این همه جوگیری برای ارضای حس ریاست طلبی خاینی مثل ثبوتی برای چیه؟ این همه سرمایه ی مملکت رو هدر داد که چی؟ در بهترین حالت شدیم نوکر بی جیره و مواجب غربی ها. کدوم تولید علمی مرکز دردی از مملکت رفع کرد؟ اگر غرب مدل این آقایونه چرا "بل لبز" نمیشه الگو؟ من به عنوان یک فارغ التحصیل شریف که سالها در آمریکا تحقیق کردم درک می کنم که این اساتید چه بیماری مهلکی برای علم در مملکت ما هستند. آدم خود فروخته ای که توالت هاشم برای خودشیرینی از رو مدل غربی بسازه و حیا رو قورت بده همون بره بهتره... راست می گی اگه این کامنت رو حذف نکن!!

ناشناس گفت...

به دوست خوبم كه در كامنت قبلي كمال شعورش رو نشون داده بود يك نكته رو عرض ميكنم: شما برو به همون شريفت برس كه جدا از نابود كردن جووناي مملكت و بر باد دادن پول و امكانات ممكلت چيزي توش نيست. سالي صدها نفر از بهتريناي ايران رو ميگيريد و همهشون رو عقده‌اي و بي‌شعور تحويل جامعه ميديد اين كار شما دوست‌دارهاي وطنه. خود بيچاره‌ت كه واسه پز دادن تحقيق در آمريكا رو به رخ اين و اون ميكشي! سم مهلك توئي كه هنوز ادب رو ياد نگرفتي و مي‌خواي به جوان‌هاي اين مملكت علم ياد بدي!

Tiyam گفت...

دوست خارج نشین عزیز که از مواهب غرب استفاده می‌کنید آقای ثبوتی محیطی‌ ساکت و امان فراهم آورده بود تا بچه‌ها دورا ازدقدقه اونجا کار کند، جائی‌ که توی ایران من ندیدم، من نمی‌دونم این همه کینه از کجا اومده...!!!!

ناشناس گفت...

به دوست که نه،اون شریفیه آمریکازده:
بهتره شما به همون امریکا و شریفتون بچسبین ما تو ایران خودمون بهتر میدونیم چه کار کنیم یا نکنه چون رفتی اون ور فک کردی مثه اون روزا که تو شریف بودی بیشتر میفهمی.
ثبوتی و خیلی های دیگه میتونستن برن و عطای پست و ریاست و ... را به لقای اون ببخشن اما موندند و ساختندو ای دریغ !!!!
دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود

جمعی از دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شهیدبهشتی

ناشناس گفت...

aghaye gheyre gharbi!
saret to karaye ankabootie khodet bashe
amsale sabooti k gharbian toe gheyre gharbio bamsale toro divert kardan k to injaeeo oon gharbie oonja!!!

ناشناس گفت...

خدایا بیا منو بخور
من تازه خبر قبولیمو تو این یونی شنیدم
ناراحتم

ناشناس گفت...

اون ناشناس که ادعا میکنه فیزیک دانه. کاش یک واحد ادب میگذروندید. و فکر میکنم شاگردهای ایشون که الان در اون دانشگاه هستند بیشتر از من و شما محق هستند در نظر دادند. در فحاشی البته من و شما گویا محق تریم

رهگذر گفت...

به نظر من مسأله سر ثبوتی نیست. اینکه ثبوتی خدماتی کرده دلیل نمی شود که تا آخر عمر در آنجا بماند. در تمام دنیا افراد بازنشسته می شوند و بعد از بازنشستگی با احترام کنار می روند. در بازنشستگی هم ممکن است دفتر کار در همان دانشگاه داشته باشند و کار کنند ولی در امور اجرایی دستی ندارند. تصور نمی کنم دانشجویان هم با این مسأله مشکل داشته باشند. شاید کسی که می آید در امور مدیریتی بهتر عمل کند چطور قبل از آمدن فرد می توان راجع به او داوری کرد. مسألۀ مدیریت هم جدای از سواد علمی فرد است. لزوماً هر کسی که با سواد تر است مدیر بهتری نیست. اما مشکل اصلی چیز دیگری است و به نظر من دانشجویان، به عنوان یک قشر فکور باید در اعتراض خود آن را بیان و تبلیغ کنند. مسأله اینست که تعویض افراد کاملاً "سیاسی" است. سخن استاندار کاملاً مؤید این است که چون "بسیج" یا "نهاد نمایندگی" ندارد ... . در صورتیکه نه تنها دانشجویان بلکه اغلب مردم از این تصمیم گیری های ایدئولوژیک خسته اند. ملاک تصمیم ها باید علمی و در راستای بهبود وضع آموزشی و عادلانه باشد نه سیاسی و ایدئولوژیک. به نظر من دانشجویان باید در اعتراضات خود اینها را به "صراحت" بگویند تا مسأله صرفاً شخصی تلقی نشود و ایده و فکری را منتقل کند.