شهریور ۰۳، ۱۳۸۹

پدر ثبوتی یا پروفسور ثبوتی ؟

همه می‌گفتند پدر، کسی نمی‌گفت استاد، نمی‌گفت پروفسور. چگونه است که ابعاد شخصیتی یک فرد ‌آنچنان از مقام علمی‌اش پیشی می‌گیرد که همه در غم رفتن استاد اخلاقشان بغض می‌کنند تا ریاست دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه که اگر این مقام شأنی دارد هم از اوست. این موضوع در واکنش‌هایی که شاگردان قدیم و جدید پروفسور به اتفاق اخیر نشان داده‌اند به وضوح عیان شده است.
نظری برای یکی از مطالب این وبلاگ منتشر شد که نشانه‌ای است برای این گفته:

لطفاً اجازه بدهید که شما را به نامی خطاب کنم که همواره در جمع دوستانم می نامیدم. پس، " بابا ثبوتی عزیزم" سلام. نمیدونم چرا این بغض در گلو، با گریه هایم‌ نمی رود. مهر81 بود و من در آغاز سال دوم کارشناسی ارشد، داشتم روز به روز قدرت ماهیچه هایم را از دست می دادم. قرار بود این روند ادامه داشته باشد و چرخهای یک صندلی جای کفشهایم را بگیرند. گمان داشتم در آن طرف آبها پژوهشگران را بسیار بسیار ارج می نهند و من با چرخها، زندگی راحت تری در آن طرف خواهم داشت. پا به سوی اتاق شما گذاشتم که همیشه به روی ما باز بود. صادقانه گفتم که برای چه می خواهم بروم و کمک خواستم برای رفتن. شما گوش کردید و چقدر قشنگ برایم بابایی کردید.
آبان 82 رفتم. مهر 84 بود و من دانشجوی دکتری. حالا دیگر نه تنها در آن طرف آبها ارج ندیده بودم، روحم هم شکسته بود. می خواستم برگردم. و چقدر سخت بود برگشتن از راهی که رفته بودم. حالا دیگر بابایم هم درگذشته بود و چقدر نیاز داشتم به صدای گرمش که شهامتم دهد برای برگشتن به خانه. ساعت 7 صبح به وقت آمستردام، به دفتر شما زنگ زدم و خانم زرین با خوشرویی پاسخ دادند و بعد از چند لحظه این صدای دکتر ثبوتی عزیزم بود که گفتند:"برگرد دخترم. من هم هر کاری بتوانم برایت انجام می دهم." و چقدر قشنگ برایم بابایی کردید. آبان 84 برگشتم. آذر88 بود. روز شماری زندگی مادرم را انجام می دادم. این بار خانم زرین تماس گرفتند و من را به اتاق شما را صدا کردند. باز هم در این سخت ترین روزهای زندگیم برایم بابایی کردید. من این 9 ماه گذشته را با همان یک ساعت صحبت شما گذرانده‌ام. و حالا بابای عزیزم، به حرمت حق استادیتان که هر چه در رشته ی فیزیک یاد گرفته ام از سنگ بنایی است که شما نهاده اید، و به حرمت حق "بابایی‌تان" که پویایی زندگیم از آن است، بغضم را قورت می دهم و کامپیوتر را برای ادامه دادن به کار روشن می کنم.

--------------

۱۰ نظر:

عموفیروز گفت...

میدانی؟!!
این قضیه درد دارد.
راستش دوست دارم تمام شود.

سین دخت گفت...

سلام
بین تمام این دردها از اینکه محمد چند سال پیش رو می بینم خوشحالم
وبلاگی که محد توشه
صریح و قدرتمند و اصولی
یاد دلتنگ سالها پیش می افتم
روزهایی که خیلی ها از محمد انرژی می گرفتن تا بنویسن
بین همه این دردها خوشحالم محمد
بزرگ باش و بتاب
از همه چیز ممنونم

ناشناس گفت...

http://monjoogh.blogspot.com/2010/08/blog-post_26.html

ناشناس گفت...

سلام وخسته نباشید
نمی دونم چرا با این وضع برکناری انجام شده (البته مقاصد سیاسیه دیگه!!!) اما به هر حال استاد ثبوتی دیر یا زود باید این پست رو به شخص دیگری می دادند. البته جای صحبت داره که این شخص کی باشه و چه طور انتخاب بشه، و به نظزم اصلا این همه شلوغ کاری بی مورده (منظورم از طرف هر دو طرفه)، و در اینجا بیش لز همه داره به دانشجوها ظلم میشه

ناشناس گفت...

موجی است که آسودگی او ...


بهار سال هفتاد و یک به همراه دو نفر دیگر از هم دوره ای ها در گروه فیزیک دانشگاه شیراز خودمان را برای تنظیم رساله دکتری مان که زیر نظر استاد ثبوتی کار کرده بودیم آماده می کردیم. دوره ای که به همت ایشان در این دانشگاه راه اندازی شده بود و ما سه نفر اولین گروه پذیرفته شده آن بودیم. کارمان خیلی خوب پیشرفته بود و نتایج آن در مجلات معتبر علمی دنیا به چاپ رسیده بود. در آن ایام که راه اندازی اینگونه دوره ها در دانشگاه های تراز اول کشور مثل دانشگاه های شیراز و شریف همراه با دلهره و نگرانی بود و پاسخ این سؤال که آیا اساتید این دانشگاه از عهده یک کار علمی قابل قبول برخواهند آمد یا خیر کاملا به نتایج کار تحقیقاتی اولین فارغ التحصیلان این دوره ها بستگی داشت. استاد ثبوتی که چهره ای شناخته شده در دانشگاه شیراز بود با صلابت علمی و تلاش خستگی ناپذیر و جدی خود مایه امید و اعتماد به نفس ما بود. اگر حتی یک روز نتایج کارمان را به او گزارش نمی کردیم مورد مواخذه قرار می گرفتیم و اگر ساعات روز برای کار پژوهشی مان کفایت نمی کرد تا دیر وقت شب در منزل خود پذیرای ما بود. گاهی که کار تا پاسی از نیمه شب بول می کشید و دسترسی به تاکسی نبود، زحمت رساندن ما به در خوابگاه دانشجویی را نیز پدرانه قبول می کرد. این حد از همت و مسئولیت پذیری چنان تاثیری در ما گذاشته بود که برای رسیدن به اهداف خود شب و روز نمی شناختیم. در نتیجه این تلاشها و توصیه های حکیمانه استاد ثبوتی بود که فضای پویای پژوهش و کنجکاوی در گروه فیزیک دانشگاه شیراز پا گرفت و از آن پس نیز فارغ التحصیلان برجسته ای که هم اکنون از اساتید مبرز دانشگاه های کشورمان هستند در این گروه تربیت شدند

ناشناس گفت...

موجی است که آسودگی او ...


بهار سال هفتاد و یک به همراه دو نفر دیگر از هم دوره ای ها در گروه فیزیک دانشگاه شیراز خودمان را برای تنظیم رساله دکتری مان که زیر نظر استاد ثبوتی کار کرده بودیم آماده می کردیم. دوره ای که به همت ایشان در این دانشگاه راه اندازی شده بود و ما سه نفر اولین گروه پذیرفته شده آن بودیم. کارمان خیلی خوب پیشرفته بود و نتایج آن در مجلات معتبر علمی دنیا به چاپ رسیده بود. در آن ایام که راه اندازی اینگونه دوره ها در دانشگاه های تراز اول کشور مثل دانشگاه های شیراز و شریف همراه با دلهره و نگرانی بود و پاسخ این سؤال که آیا اساتید این دانشگاه از عهده یک کار علمی قابل قبول برخواهند آمد یا خیر کاملا به نتایج کار تحقیقاتی اولین فارغ التحصیلان این دوره ها بستگی داشت. استاد ثبوتی که چهره ای شناخته شده در دانشگاه شیراز بود با صلابت علمی و تلاش خستگی ناپذیر و جدی خود مایه امید و اعتماد به نفس ما بود. اگر حتی یک روز نتایج کارمان را به او گزارش نمی کردیم مورد مواخذه قرار می گرفتیم و اگر ساعات روز برای کار پژوهشی مان کفایت نمی کرد تا دیر وقت شب در منزل خود پذیرای ما بود. گاهی که کار تا پاسی از نیمه شب بول می کشید و دسترسی به تاکسی نبود، زحمت رساندن ما به در خوابگاه دانشجویی را نیز پدرانه قبول می کرد. این حد از همت و مسئولیت پذیری چنان تاثیری در ما گذاشته بود که برای رسیدن به اهداف خود شب و روز نمی شناختیم. در نتیجه این تلاشها و توصیه های حکیمانه استاد ثبوتی بود که فضای پویای پژوهش و کنجکاوی در گروه فیزیک دانشگاه شیراز پا گرفت و از آن پس نیز فارغ التحصیلان برجسته ای که هم اکنون از اساتید مبرز دانشگاه های کشورمان هستند در این گروه تربیت شدند

ناشناس گفت...

در همین ایام که گروه سه نفره ما به شدت مشغول پیشبرد پروژه های خود زیر نظر این استاد گرانقدر بود، شنیدیم که ایشان از مدتی پیش مشغول راه اندازی مرکز تحصیلات تکمیلی در علوم پایه در شهر زنجان است و مقدمات مربوط به اخذ مجوزها و آغاز ساخت و ساز را نیز با همان عادت همیشگی یعنی بدون سروصدا و خودنمایی پیش برده است. این اولین کار او از این نوع نبود و سابقه راه اندازی این مقاطع را در شیراز با موفقیت هر چه تمام در کارنامه خود داشت و همچنین ساخت و راه اندازی رصدخانه ابوریحان بیرونی دانشگاه شیراز را بعنوان یک مرکز پژوهشی تراز اول نجوم در سطح کشورهای منطقه آن روز و چند پروژه مهم علمی را نیز تجربه کرده بود. او همواره تاکید داشت که پیشرفت کشور و رقابت با دنیا جز با تلاش و

ناشناس گفت...

کوشش جانانه و مستمر در حوزه علم و فناوری امکان ندارد و در این اعتقادش چنان راسخ بود که دفتر کار او در تمام ساعات روز به روی دانشجویان باز بود و در این ساعات جز حرف فیزیک و تحقیق در این حوزه حرفی به میان نمی آمد. بالاخره تابستان سال 71 با فاصله اندکی از دفاع شهید دکتر مسعود علی محمدی به عنوان اولین دانشجوی دکتری فیزیک فارغ التحصیل داخل کشور در دانشگاه شریف که از همکلاسیهای دوره لیسانس ما در دانشگاه شیراز بود، سه نفر گروه ما نیز از رساله دکتری خود دفاع کردند. یکسال پس از آنکه بعنوان استادیار به استخدام دانشگاه شیراز در آمده بودم به دانشگاه زنجان منتقل شدم تا دوباره در کنار استاد باشم. استاد ثبوتی 20 سال پیش مرکز تحصیلات تکمیلی در علوم پایه زنجان را که در سالهای اخیر به دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان ارتقاء یافت با 10 دانشجوی فوق لیسانس فیزیک بنیان گذاشت او طبق عادت همیشگی در حین جدیت در محیط کار با دانشجویان رفتاری پدرانه داشت. در سفری که همان ایام به کشور آلمان برای شرکت در یک کنفرانس علمی داشتیم او همزمان که برای اعضای خانواده خود سوغاتی می خرید به یاد دانشجویان مرکز نیز بود. این روحیه منحصر بفرد استاد ثبوتی است که در کنار تدریس خوب و راهنمایی موثر در موضوعات پژوهشی که نشان از توان بالای فکری و ذهنی ایشان دارد، دانشجویان و شاگردانش را شیفته خود می کند. تعداد کثیری از تربیت یافتگان مکتب استاد ثبوتی که در داخل و خارج از کشور در کسوت استادی هستند هنوز به وجود این شخصیت عزیز عشق می ورزند. این علاقه

ناشناس گفت...

فقط در بین شاگردان او نیست بلکه همه افرادی که حتی کمتر شناختی هم از این مرد میدان علم و اخلاق دارند چنین علاقه ای را در خود احساس می کنند. استاد ثبوتی با پشتکاری بی نظیر در اندک زمانی توانست دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان را که خود بنیان گذاشته بود به یک مرکز علمی و پژوهشی پویا و خوش نام در کشور و در سطح بین المللی تبدیل کند. اساتید توانمندی که به عشق استاد ثبوتی در این دانشگاه گرد آمده اند از دانشمندان شناخته شده ای هستند که مدالها و افتخارات متعدد بین المللی را از آن خود کرده اند. گروه فیزیک دانشگاه زنجان که یکی از گروه های خوب کشور شده است پیشرفت خود را مدیون فارغ التحصیلان توانمند این دانشگاه است. اکنون اساتید تربیت شده این دانشگاه در اغلب دانشگاه های کشور مثل شریف، تهران، علم و صنعت، امیرکبیر، شهید بهشتی، شیراز، اصفهان، مشهد، تبریز، کرمان، کردستان، گیلان و غیره به تدریس و تحقیق مشغولند. آنهایی که فقط یک گروه کوچکی را آنهم در دانشگاهی آماده به راه انداخته اند می توانند ابعاد قابل تحسین تلاشهای استاد ثبوتی درک کنند. همین تلاشها و صدور علم و اساتید برجسته این دانشگاه است که نام زنجان را در مجامع علمی داخلی و خارجی اعتبار داده است. اجرای طرح های ملی، تدریس در سطح آخرین یافته های علمی دنیا، حضور فعال در مجامع بین المللی، حمایت منطقی از دانشجویان، ایجاد یک محیط آرام و بدور از هو و جنجال که لازمه یک مرکز پژوهشی است همه و همه از عواملی است که بتدریج استان زنجان را به پایگاهی با برند علم و فناوری ارتقاء داده است. نگاه هوشمندانه مقام معظم رهبری به حوزه علم و فناوری و تاکیدات مستمر معظم له به اهمیت این موضوع را در توجه خاص ایشان به اساتید برجسته و صاحب نام و چهره های ماندگار می توان فهمید. خطه دانش پرور زنجان که همچون استاد ثبوتی ها، استاد روزبه ها، استاد افشارچی ها و ... را پرورانده اند که همگی جزو فرزانگان علم و اخلاق بوده اند به یاد دارد که رهبری در سفر به استان فرمودند یک تار موی دکتر ثبوتی 200

ناشناس گفت...

فقط در بین شاگردان او نیست بلکه همه افرادی که حتی کمتر شناختی هم از این مرد میدان علم و اخلاق دارند چنین علاقه ای را در خود احساس می کنند. استاد ثبوتی با پشتکاری بی نظیر در اندک زمانی توانست دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان را که خود بنیان گذاشته بود به یک مرکز علمی و پژوهشی پویا و خوش نام در کشور و در سطح بین المللی تبدیل کند. اساتید توانمندی که به عشق استاد ثبوتی در این دانشگاه گرد آمده اند از دانشمندان شناخته شده ای هستند که مدالها و افتخارات متعدد بین المللی را از آن خود کرده اند. گروه فیزیک دانشگاه زنجان که یکی از گروه های خوب کشور شده است پیشرفت خود را مدیون فارغ التحصیلان توانمند این دانشگاه است. اکنون اساتید تربیت شده این دانشگاه در اغلب دانشگاه های کشور مثل شریف، تهران، علم و صنعت، امیرکبیر، شهید بهشتی، شیراز، اصفهان، مشهد، تبریز، کرمان، کردستان، گیلان و غیره به تدریس و تحقیق مشغولند. آنهایی که فقط یک گروه کوچکی را آنهم در دانشگاهی آماده به راه انداخته اند می توانند ابعاد قابل تحسین تلاشهای استاد ثبوتی درک کنند. همین تلاشها و صدور علم و اساتید برجسته این دانشگاه است که نام زنجان را در مجامع علمی داخلی و خارجی اعتبار داده است. اجرای طرح های ملی، تدریس در سطح آخرین یافته های علمی دنیا، حضور فعال در مجامع بین المللی، حمایت منطقی از دانشجویان، ایجاد یک محیط آرام و بدور از هو و جنجال که لازمه یک مرکز پژوهشی است همه و همه از عواملی است که بتدریج استان زنجان را به پایگاهی با برند علم و فناوری ارتقاء داده است. نگاه هوشمندانه مقام معظم رهبری به حوزه علم و فناوری و تاکیدات مستمر معظم له به اهمیت این موضوع را در توجه خاص ایشان به اساتید برجسته و صاحب نام و چهره های ماندگار می توان فهمید. خطه دانش پرور زنجان که همچون استاد ثبوتی ها، استاد روزبه ها، استاد افشارچی ها و ... را پرورانده اند که همگی جزو فرزانگان علم و اخلاق بوده اند به یاد دارد که رهبری در سفر به استان فرمودند یک تار موی دکتر ثبوتی 200