شهریور ۰۵، ۱۳۸۹

شاید برای ما اتفاق بیفتد

قیدار شهر آرامی است، با مردمی مهربان، صادق، دیندار و آرام و بافتی سنتی، مذهبی. اینکه این شهر به عنوان یکی از پنج شهر پایلوت کشور برای اجرای طرح تذکر لسانی امر به معروف و نهی از منکر انتخاب شده است(+) کمی جای سئوال دارد. معمولاً جایی را پایلوت اجرای طرحی می‌کنند که بتواند نمونه عملی و آماری خوبی را برای اجرای طرح در سطح عمومی‌تر به دست بیاورند. قیدار و قیداری‌ها را اگر خوب شناخته باشم، هیچ جور نمی‌توان انتظار داشت تذکر لسانی جایی برای اجرا در این شهر داشته باشد.
اگر این طرح قرار است در شهرهای بزرگتر اجرا شود، پس باید توقع یک برخورد مرتجعانه و طالبانی را از سوی آمران داشت، چرا که اگر بخواهند تمرین اجرای آن را در چنین شهری بکنند، دور از انتظار نخواهد بود در تهران بعد از اجرای طرح تذکر لسانی، زنان برقع بپوشند، مردان ریش نیم‌ متری بگذارند، هیچ زنی بدون مرد محرمش حق خروج از خانه را نداشته باشد، سینما، تئاتر و موسیقی تعطیل شود و در استادیوم آزادی هیچ مسابقه فوتبالی برگزار نگردد و در عوض وسط استادیوم را بکنند، نیم‌ تنه انسانی را در میانه بگذارند و از سکوها سنگ ببارد، تحجر ببارد. این تصویرها آشناست و تلخ. شاید برای ما اتفاق بیفتد.

۳ نظر:

عموفیروز گفت...

روزی در راه برگشت از تهران به قیدار با مردی از شهر کوچکی در استان گلستان هم صحبت شدم و وقتی حیرتش را درباره قیدار و قیداری ها دیدم تازه متوجه شدم که ما قیداری ها چقدر حرف گوش کن و تو سری خور و بدبختیم.
میدانی محمد؟!!
ما هم سینما داشتیم.
-تعطیل شد.
-انبار موتورهایی شد که نیروی انتظامی میگرفت.
-فروخته شد به ناچیزترین قیمت ممکن (15 ملیون تومان) آنهم بدون هر نوع مزایده ای!
-تالار پذیرایی شد.
خیلی چیزها داشتیم حالا نداریم.
خیلی چیزها را هم باید میداشتیم که هیچوقت نداشتیمشان.
جالبش اینجاست که همیشه رد شده ایم و جیکمان هم در نیامده.
همینطور است.
قیدار اصلن بی حجاب و زوره خوار در خیابان و غیره و غیره ندارد که اصلن نیاز به تذکر لسانی باشد.
تازه دانشگاهمان هم دیگر دانشجوی غیر بومی پدیرش نمیکند که همین آمار هم درست در بیاید.

سین دخت گفت...

تازه خبرهای بهتری در راه است
شهر نمونه عفاف هم شده ایم
و بعد هم قرار است بعنوان شهر شش دانگ موقوفه
که از هر طرف اضافه ضود وقف می شود
به یک شهر دانشگاهی دینی تبدیل شویم...

پیر فرزانه گفت...

واقعا مبنای انتخابشان چی بوده ؟ شاید می خواستند به خانم های قیداری بگویند شما هم می توانید بدحجاب شوید. چون بخاطر بدحجابی در جاهای دیگر است که موجودیت ما معنا می یابد.