شهریور ۳۱، ۱۳۸۹

نجابت


پدربزرگ در قشون میرزا کوچک
مادربزرگ در مزارع گیلان
پدر در گاری همسایه
مادر در خرمن ارباب
من در میدان ترکمن صحرا
پسر در سیرک خلیل عقاب
همه از گرسنگی مردیم،
تا بچه‌های دبستانی باور کنند؛
اسب حیوان نجیبی است.

- اکبر اکسیر

۴ نظر:

رونیک گفت...

درود بیکران آقای واعظی
فقط به قصد عرض ارادت خدمت رسیدم ...
سبز باشی

سین دخت گفت...

تاریخ همیشه همینه که امروز هست ...

هم‏زیستی گفت...

شاید هم سیرک گرسنگی... نجابت نشناسد حتا اگر میرزای سرمازده و بیمارش، در پهنه‏ی بچه‏عقاب‏های پروارش، آتش خرمن و حرمان فروزد

عموفیروز گفت...

سلام.
شعر زیبایی بود.
سبز
باشی.