مهر ۲۱، ۱۳۸۹

سوغاتی ماریو


ساعت هفت صبح که تلویزیون را که روشن کردم، معدنچی دوم داشت از عمق 700 متری زمین بیرون آورده می‌شد، انگار قلب دنیا داشت در سن خوزه شیلی می‌تپید که همه کانال‌های خبری داشتند این اتفاق را پوشش می‌دادند، سلام دوباره به خورشید برای همه مهم بود، جان 33 انسان که گویی دوباره متولد شده بودند بعد از 70روز زندگی بدون نور، در شبکه خبر سیمای جمهوری اسلامی اما هیچ خبری نبود، مجریان و کارشناسان روی مبل‌ لم داده بودند و داشتند گپ می‌زدند.

کارگردان تلویزیونی بی‌بی‌سی (BBC) هی داشت بین چشمهای نگران همسر ماریو و سیم نقاله‌ای که داشت ققنوس(محفظه‌ای که توسط ناسا برای نجات معدنچیان آماده شده بود) سوئیچ می‌کرد. ققنوس از عمق 700 متری بیرون آمد ، ماریو با روحیه فوق‌العاده‌اش همسرش را در آغوش کشید، رئیس جمهور کشورش و همه آنهایی را که او و دوستانش را نجات داده بودند. ماریو سوغاتی آورده بود از اعماق. سنگ‌های سوغاتی‌اش را از کیسه زردرنگ همراهش درآورد و بین همه تقسیم کرد. همه خوشحال بودند. بحث کارشناسی در شبکه خبر ادامه داشت.

۲ نظر:

پیر فرزانه گفت...

برای ما که ادعای مدیریت جهان را داریم این کارها آنقدر پیش پا افتاده است که ارزش گفتن هم ندارد. بجایش ما انسانها را زنده بگور می کنیم در اوهام و خرافات و خیالات خود و حق حیات و تنفس را از آنها می گیریم با آرامش تمام . این است هنر مدیریت جهانی.

سین دخت گفت...

ما کلا خوابیم رفیق ...
نه که خودمون هم مدتهاست آفتاب رو ندیدیم حاله 70 روز و اینا برامون مهم نیست دیگه :(