مهر ۲۵، ۱۳۸۹

شما چشم داشتید، آدم‌های ایستگاه متروی خزانه

این روزهای تقویم برای چیست؟ می‌خواهند به ما چه بگویند؟ روز عصای سفید همین 23 مهرماه بود، روزی که می‌خواهد بگوید اطراف ما هستند کسانی که گرچه نگاهشان خاموش است اما دلشان روشن ترین است. آنها را ببینیم. نه، ترحم نکنیم، ببینیمشان، به آنها توجه کنیم.

فردای همین روز بود که "هما بدر" معلم و روزنامه نگار نابینا در مقابل چشم‌های بی‌تفاوت مردم به داخل مسیر عبور قطار متروی خزانه افتاد و جانش را از دست داد(+). در ایستگاهی که فاصله خط قرمز تا کانال 40 سانتی متر است و فقط یک عصا زدن اشتباه، به راحتی می‌تواند جان فرد نابینا را بگیرد. گفته می‌شود هیچ کس به او خطر سقوطش را تذکر نداده و با توجه به شرایط جسمی‌اش ،هیچ کس به او کمکی نکرده است.

دارم به آدم‌هایی فکر می‌کنم که در لحظه سقوط هما در ایستگاه مترو خزانه بوده‌اند. شما چشم داشتید، آدم‌های ایستگاه متروی خزانه. چشم بینایتان به چه کار آمد؟

۶ نظر:

سین دخت گفت...

چشم خیلی وقتا نمی بینه محمد ...

رونیک گفت...

درود بیکران
مشکل اصلی ایرانی ها اینه که چشمشون بروی خیلی حقایق بشتش وکلا وجدان چیز بیگانه ای شده براشون ونمیدونم کلا چی بگم حرفی نیست بهحال این مردم باید گریست حکومتیان که دیگه کارشون گذشته از این حرفا
واما دوست عزیز درخواست تبادل لینک دارن خوشحال میشم بهم سربزنی ونظرت رو بهم بگی ...
سبز باشی

ياسر گفت...

تست
سايسيبسبسيبسيبسيب

پیر فرزانه گفت...

من امروز سوار مترو شدم . با وجود اینکه نزدیک به 5 روز از آن واقعه می گذرد اما در تمام لحظات احساس می کردم صدای فریادی می شنوم . و تنم می لرزید از اتفاقی که در هر کجای این مملکت چه مترو و چه بیرون از مترو و برای هر کدام از ما چه بینا و چه نابینا ممکن ست بیفتد با تمام غیراستانداردهای موجود زندگی مان. ما به ندیدن و دیده نشدن بدجوری عادت کرده ایم محمدجان.بدجوری.

سبک جدید گفت...

من مسیر هر روزه م متروئه ولی حالا دیگه ازش می ترسم!
بیشتر از همه دلم برای اون خانم سوخت
جالب بود نوشته ت
وبلاگت رو از در مه برداشتم
بازهم سر میزنم
موفق باشی

حمید گفت...

بسته شدن یکی از کارای چشمه.معمولا یکی شبا موقع خواب، یکی ام روزا موقع ترس و وحشت چشما بسته میشن.
چشم بستن رفتار طبیعی مردم سرزمینیه که درازی شبای سیاه و وحشتناکش به درازی تاریخشه.