آذر ۰۶، ۱۳۸۹

مردگان باغ سبز

همه مشغول کاری هستند که تکراری است. یعنی‌ یک بار در سال‌های دور یا نزدیک انجام شده، اما شاید خوب انجام نشده وبرای همین هم دوباره باید انجامش داد. یعنی باید باز هم مرده‌ها را برگرداند به سرجاهاشان. یعنی به قبرهای خیسشان که -به بی‌نظم و ترتیب و بی‌ آن‌که به فکر مردم باشند- از آن‌ها زده‌اند بیرون و هیچ هم فکر نکرده‌اند که اگر شصت پای یکی رفت وردست گل و گردن آن دیگری، آن وقت تکلیف چیست و چه کسی باید جواب‌گو باشد؟ گیریم که سیل آمده و همه چیز را ویران کرده، اما این که دلیل نمی‌شود. آمده که آمده. خیلی‌ها می‌آیند و می‌روند. اما نقل فقط از کسانی باقی می‌ماند که که سر جای خودشان نبوده باشند.

( مردگان باغ سبز – محمدرضا بایرامی )

پ.ن: این کتاب را نشر سوره مهر چاپ کرده بود امسال که از سوی وزارت ارشاد توقیف و جمع‌آوری شد. در کمال ناامیدی و ناباوری، توانستم یک نسخه‌اش را از شهر کتاب ترمینال غرب تهیه کنم.

۲ نظر:

پیر فرزانه گفت...

"خیلی‌ها می‌آیند و می‌روند. اما نقل فقط از کسانی باقی می‌ماند که سر جای خودشان نبوده باشند."
و چه نقالی هایی داریم و خواهیم داشت بعدها با این همه آدمی که سر جای خودشان نیستند این روزها.

ناشناس گفت...

آقا یه مطلبی هم در مورد دکتر شهریاری همشهری زنجانی مون و همکار شهید دکتر علی محمدی بنویسید.
http://alef.ir/1388/index.php?option=com_content&task=view&id=87742&Itemid=99999999