"سلام حاج آقا ... ارادتمندم حاج آقا ... حتماً اشتباه شده حاج آقا ... جبران میشه حاج آقا ... عفو بفرمایید حاج آقا .... حتما برای عرض عذرخواهی خدمت میرسم حاج آقا .... بازم شرمنده حاج آقا .... خداحافظ حاج آقا"
خبرنگار صدا و سیما بود. از وقتی نشست توی ماشین، داشت با موبایلش بلند بلند حرف میزد. بعد از این تماس، رنگ پرید از رخسارش. حدس میزدم اشتباهی از سوی او در یک خبر، مشکل بزرگی را موجب شده است. سریع شمارهای را گرفت که احتمالا واحد خبر بود. به منشی گفت سریع به رئیس وصلش کنند.
"سلام علیکم ... آقای (...) امام جمعه(...) تماس گرفتن ... خیلی ناراحت و شاکی بودن ... گفتن تو خبر خطبههای نماز جمعه این هفته حرفهاشون تحریف شده ... احتمالا ایشون تو خطبهها گفتن "کتاب باعث پرورش ذهن جوانها میشود" که تو خبر پخش شده:"کتاب غذای روح است"... نه اشتباه از من نبوده، احتمالا تو مرکز عوض کردن خبر منو ... بله خدمتشون عرض میکنم ... امری نداشتید ... خداحافظ ."
بعد از تلفن، پکر شد و رفت توی فکر، لابد داشت به این فکر میکرد که تحریف خطبهها چه عواقبی میتواند در پی داشته باشد؟
خبرنگار صدا و سیما بود. از وقتی نشست توی ماشین، داشت با موبایلش بلند بلند حرف میزد. بعد از این تماس، رنگ پرید از رخسارش. حدس میزدم اشتباهی از سوی او در یک خبر، مشکل بزرگی را موجب شده است. سریع شمارهای را گرفت که احتمالا واحد خبر بود. به منشی گفت سریع به رئیس وصلش کنند.
"سلام علیکم ... آقای (...) امام جمعه(...) تماس گرفتن ... خیلی ناراحت و شاکی بودن ... گفتن تو خبر خطبههای نماز جمعه این هفته حرفهاشون تحریف شده ... احتمالا ایشون تو خطبهها گفتن "کتاب باعث پرورش ذهن جوانها میشود" که تو خبر پخش شده:"کتاب غذای روح است"... نه اشتباه از من نبوده، احتمالا تو مرکز عوض کردن خبر منو ... بله خدمتشون عرض میکنم ... امری نداشتید ... خداحافظ ."
بعد از تلفن، پکر شد و رفت توی فکر، لابد داشت به این فکر میکرد که تحریف خطبهها چه عواقبی میتواند در پی داشته باشد؟
0 نظرات:
ارسال يک نظر