دی ۰۲، ۱۳۸۹

خراسانلویی که دوستش داشتیم

خراسانلوـ عکس: مازیار محمدیون

بچه که بودم بعضی‌ وقت‌ها عمو مرا ترک موتورش سوار می‌کرد و می‌برد گردش. خراسانلو خیلی وقت‌ها مقصدمان می‌شد. رشته کوه البرز شمالی از بالای صائین قلعه می‌گذشت و خراسانلو باشکوه‌ترین قله بود در میان این رشته کوه. صبح‌ و دم ظهر کبک‌ها می‌آمدند لب چشمه که آب بخورند، نزدیک که می‌شدی صدای پروازشان به موسیقی مانند می‌شد. وقتی دانش‌آموز بودیم اردوگاه شهید سرداری که در دامنه این کوه و در نزدیکی روستا ساخته شده بود، پاتوق تابستانی‌مان می‌شد، مرحوم کریم معینی بچه‌ها را از کانون صائین‌قلعه جمع می‌کرد و می‌برد به اردوگاه. پخش فیلم، فوتبال، فوتبال دستی، تنیس روی میز اوقات فراغتمان را سپری می‌کرد.
سیزده بدر که می‌شد، دامنه سخاوتمند خراسانلو پر می‌شد از مردمی که زیبایی این کوه را انتخاب کرده بودند برای گذراندن آخرین روز تعطیلات نوروز. میانه اردیبهشت عطر گل‌ها کوه را مست می‌کرد، خراسانلو پر می‌شد از گل‌ها و گیاهان خوش بو و عطر؛ کاکوتی و توکلوجه در آنجا فراوان یافت می‌شد.
آرامش کوه را غریبه‌ها اما بر هم زدند، لندرورها و لودرها و بولدروزها راه کوه را پیدا کردند، آخر همه جای خراسانلو معدن گرانیت بود، گرانیت مرغوب. خرااسانلو منطقه تیراندازی و شکار ممنوع بود، کل، قوچ، بز کوهی و گربه وحشی ، در دل این کوه  زندگی می‌کردند، صدای انفجارهایی که دل کوه را می‌شکافتند، فراری‌شان داد و خراسانلو زیستگاه‌ها مته و دریل و بولدوزر و کامیون شد. خراسانلو حالا یک اکوسیستم طبیعی نیست، یک منطقه‌ معدنی بزرگ است و کوه آنقدر زخم به دل دارد که جبرانش ناممکن است.

در این رابطه:

- ادامه فعالیت معادن در منطقه خراسانلو، نابودی جانوران را به همراه دارد
- خراسانلو


هیچ نظری موجود نیست: